سالروز تشكيل سپاه پاسداران انقلاب اسلامي مبارك باد

:: سالروز تشكيل سپاه پاسداران انقلاب اسلامي مبارك باد
دوم ارديبهشت هر سال يادآور تدبيرحکيمانه امام خميني (ره) در تاسيس سپاه پاسداران انقلاب اسلامي است که ايستادگي در برابر ابرقدرت هاي شرق و غرب را سرلوحه کار خود قرار داد تا عزت و افتخار حسيني را بيش از پيش نصيب ملت غيور ايران کند.

يکي از نهادهايي که پس پيروزي انقلاب اسلامي به فرمان امام خميني (ره) تشکيل شد، سپاه پاسداران انقلاب اسلامي بود که در ارديبهشت ماه سال 1358 شوراي انقلاب با تأسيس شوراي فرماندهي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي، گامي اساسي در راه سازمان دهي اين نهاد برداشت.

در آن زمان، دستگاه دفاعي و امنيتي بازمانده از دوره پهلوي، به پاک سازي و بازسازي نياز داشت که بر اساس همين نياز، کميته هاي انقلاب اسلامي با حضور و شرکت فعال مردم در مساجد به صورت خودجوش تشکيل شد تا از فعاليت ناجوانمردانه ضدانقلابيان در داخل کشور جلوگيري کند و توطئه هاي دشمنان را خنثي نمايد.

در حقيقت هدف از تشکيل سپاه پاسداران انقلاب اسلامي، نگهباني از انقلاب و دستاوردهاي آن و کوشش در راه تحقق آرمان هاي الهي و گسترش حاکميت قانون
بود که البته تقويت توان دفاعي جمهوري اسلامي از راه همکاري با ديگر نيروهاي مسلح و آموزش نظامي، از ديگر اهداف تشکيل اين نهاد شمرده مي شود.

وظايف سپاه پاسداران انقلاب اسلامي

وظايف اين نهاد انقلابي در نخستين اطلاعيه شوراي فرماندهي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي در شانزدهم ارديبهشت سال 1358 اين گونه اعلام گرديد:

کمک به اجراي امور انتظامي، امنيتي و کنترل تعقيب و دستگيري عناصر ضد انقلاب؛

مبارزه مسلحانه عليه جريان هاي مسلحانه ضد انقلاب؛

دفاع در برابر حملات و اشغال گري هاي عوامل يا قواي بيگانه در داخل کشور؛

همکاري و هماهنگي موثر با نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران؛

کمک در اجراي دستورات انقلاب اسلامي و دادگستري دولت جمهوري اسلامي؛

حمايت از نهضت هاي رهايي بخش و حق طلبانه مستضعفين جهاني تحت نظارت مقام معظم رهبري؛

کمک به پيشبرد طرح هاي عمراني.

فعاليت هاي سپاه

سپاه هم زمان با توطئه هاي گروهک هاي ضد انقلاب و اعلام جنگ مسلحانه بر ضد نظام مقدس جمهوري اسلامي، به مقابله با اين توطئه ها پرداخت و با کشف و انهدام خانه هاي تيمي، توطئه شوم دشمن را نقش بر آب کرد.

يکي از شگردهاي آنان، استفاده از گروه هاي مزدور داخلي بود؛ آنان با حوادثي همچون ماجراي گنبد، غائله خوزستان و اغتشاش کردستان، مي خواستند نظام مقدس جمهوري اسلامي را از درون متلاشي کنند.

سپاه پاسداران بر اساس رسالتي که بر دوش داشت، يکي از نخستين نهادهايي بود که به سرکوب گروه هاي وابسته پرداخت.

سپاه پاسداران انقلاب اسلامي در ابتدا جزو نيروهاي شهري محسوب مي شد، امّا با توجّه به شرايط خاص جامعه و پراکندگي قواي انتظامي، مأموريت حفظ نظم و امنيت عمومي را عهده دار شد و با شروع جنگ تحميلي عراق عليه ايران، اين نهاد مقدّس با بسيج نيروهاي مردمي به دفع حملات دشمنان پرداخت و براي حفظ و استمرار نظام مقدّس جمهوري اسلامي به صحنه هاي مبارزه عليه استکبار جهاني پا گذاشت.

جايگاه سپاه در جنگ تحميلي

حمله ناجوانمردانه ارتش عراق به سرکردگي آمريکا و تحميل جنگ از سوي رژيم بعث به جمهوري اسلامي، صحنه جديدي از امتحان الهي را پيش روي سپاهيان پاسدار گشود و مسئوليت سنگين دفاع از مرزهاي ايران اسلامي را بر دوش آنان نهاد.

برادران دلاور سپاهي با توکل به خداوند و با سرهاي پرشور و دل هاي پرسوز به مقابله با دشمن متجاوز شتافته و در برابر متجاوزان به دفاع پرداختند.

جايگاه بلند و ارزشمند سپاه پاسداران و رشادت هاي بي شمار رزم آوران آن نهاد در طول هشت سال دفاع مقدّس، در قالب وصف نمي گنجد و تنها بايد همان جمله معروف امام راحل را يادآور شد که «اگر سپاه نبود کشور هم نبود».

حضور سپاه در عرصه سازندگي

پس از پذيرش قطع نامه 598، سپاه پاسداران افزون بر وظيفه اصلي خود که حفظ کيان اسلامي کشور بود، بر اساس فرمان مقام معظم رهبري، وارد ميدان سازندگي کشور شد.

هدف سپاه از ورود به اين عرصه، استفاده بهينه از منابع و امکانات اقتصادي و عمرانيِ موجود در سپاه، مشارکت در اجراي برنامه هاي توسعه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي کشور، کسب تجربه و دانش فني به منظور افزايش توان دفاعي سپاه، تداوم ارتباط سپاه و مردم و ايجاد بستر مناسب براي مشارکت نيروهاي متخصص بسيجي در توسعه کشور بود.

اينک سپاه پاسداران در راه آباداني و عظمت کشور اسلامي ايران، تمام تلاش خويش را به کار گرفته است تا در اين ميدان مقدّس نيز حضوري فعّال و سازنده داشته باشد.

اين نهاد مقدس در فعاليت هايي از قبيل سدسازي، راه سازي، کشاورزي، دامداري، طرح هاي آب رساني و گازرساني و احداث واحدهاي مسکوني نقشي فعال و پرثمر ايفا کرد.

پس از فراغت از جنگ، قرارگاه سازندگي خاتم الانبياء صلي الله عليه و آله سپاه پاسداران انقلاب اسلامي، در راه مأموريت دفاع از دستاوردهاي انقلاب اسلامي و توسعه همه جانبه کشور، وارد عرصه سازندگي شد.

اين مرکز با اجراي طرح هاي بزرگ ملي و محلي در زمينه هاي گوناگون، مانند سد سازي، جاده سازي، زه کشي و احداث کانال، ساخت تصفيه خانه، احداث خطوط انتقال آب و گاز و نفت، ساخت سازه هاي شناور، بندر، اسکله و موج شکن، ساخت پالايشگاه، احداث تونل، سازه هاي زيرزميني، مخازن نفت و آب، حمل و نقل، معدن، کشاورزي، خدمات مشاوره اي و غيره، کمک به دولت جمهوري اسلامي و خدمت به مردم را هدف خود قرار داد.

پاسداري از دستاوردهاي انقلاب اسلامي

اگرچه سپاه براي مقابله با انواع تهديدهاي موجود، هويتي نظامي يافت اما نظامي گري، در واقع يکي از جنبه هاي وجودي اين نهاد مقدس را تشکيل مي داد.

پاسداري از دستاوردهاي انقلاب اسلامي در همه شئون کشور، اصلي ترين مأموريتي بود که از روزهاي نخست از سوي حضرت امام خميني (ره) و ديگر مسئولان کشور بر عهده سپاه گذاشته شد.

در دهه اخير که دشمنان بيداري اسلامي، دايره تهديدهاي خود را در حوزه فرهنگ، متمرکز و سطح عمليات رواني خويش را گسترده کرده است، انديشه اي مقدس در سطح فرماندهان عالي سپاه شکل گرفت که به فعاليت هاي فرهنگي معتقد است.

اين ديدگاه که از حساسيت اوضاع فرهنگ جهاني و تهديدهاي بر ضد جهان اسلام سرچشمه مي گيرد، مي کوشد فعاليت هاي فرهنگي سپاه را به عنوان يکي از مأموريت هاي اصلي اين نهاد در کنار مأموريت هاي ديگر ببيند.

نگاهي به عملکرد سپاه در سنگر دفاع از انقلاب، خنثي سازي توطئه ها و خاموش کردن شعله فتنه هاي کور گروهک هاي داخلي و گذري بر عملکرد سپاه در سنگر سازندگي و طراحي و ساخت سلاح ها و تجهيزات فوق مدرن نظامي، همه گوياي موفقيت هاي روزافزون اين نهاد افتخارآفرين است.

سپاه پاسداران در آينه کلام امام خميني (ره)

حضرت امام خميني (ره) در بخشي از سخنان خود در حمايت از سپاه پاسداران انقلاب اسلامي مي فرمايند «من از سپاه راضي هستم و به هيچ وجه نظرم از شما برنمي گردد، اگر سپاه نبود، کشور هم نبود؛ من سپاه پاسداران را بسيار عزيز و گرامي مي دارم، چشم من به شماست، شما هيچ سابقه اي جز سابقه اسلامي نداريد».

ايشان همچنين درباره نقش سپاه در پشتيباني از جمهوري اسلامي فرموده اند «سپاه پاسداران که رُکني بزرگ در پيروزي انقلاب اسلامي است، با اقتدا به مولاي خود سيد مظلومان ـ عليه الصلوة والسلام ـ نجات بخش ملت ايران و اسلام عزيز از شب هاي تاريک و ظلماني ستمشاهي بود و در پاسداري از انقلاب و هدف هاي آن، عاملي مؤثر و رُکني رکين بوده و هست».

در سايه سار کلام رهبري

رهبر معظم انقلاب اسلامي، حضرت آيت اللّه خامنه اي نيز درباره جايگاه سپاه در نظام جمهوري اسلامي ايران مي فرمايند «سپاه در تاريخ شناخته شده خود ما، يک پديده کم نظير و شايد بي نظير است؛ يعني سپاه، موجودي است که ولادت و رشد و نماي آن در صحنه انقلاب، آن هم در عرصه دشوارترين آزمون هاي انقلاب بود».

سلام بر پاسداران غيور

به راستي پاسدار، هرگز صراط مستقيم خويش را فراموش نمي کند و در هياهوي زندگي هيچگاه مسير رو به کمال را گم نخواهد کرد زيرا او به خوبي مي داند که پاسداري به ايمان و عمل، ولايت، اطاعت، تعهّد و تقواست؛ پس هرگز وظيفه پاسداري خويش را فراموش نمي کند.

سلام بر پيشواي پاسداران، الهام بخش عزّت و افتخار، حضرت حسين ابن علي (ع) که با فدا کردن جان، عشق و ايثار را معنا کرد و سلام بر فرزندان حضرت روح الله، حماسه سازان عاشورايي هشت سال دفاع مقدس و سلام بر پاسداران شهيد که با همت بلند خود ايران زمين را از چنگال دشمنان حفظ نموده و در اين راه جان خود را فدا کردند.

منبع : ** بســـــيــــــج ســــايـــبـــــري **سالروز تشكيل سپاه پاسداران انقلاب اسلامي مبارك باد
برچسب ها : سپاه ,اسلامي ,انقلاب ,پاسداران ,جمهوري ,نهاد ,سپاه پاسداران ,انقلاب اسلامي ,پاسداران انقلاب ,جمهوري اسلامي ,امام خميني ,سپاه پاسداران انقلاب ,پ

پيشاپيش روز ارتش جمهوري اسلامي ايران گرامي باد

:: پيشاپيش روز ارتش جمهوري اسلامي ايران گرامي باد

«ارتش جمهوری اسلامی كلمه ی طیبه است.»

«مقام معظم رهبری و فرماندهی كل قوا حضرت آیت الله خامنه ای»

 

اصل 143 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران

«ارتش جمهوری اسلامی ایران، پاسداری از استقلال و تمامیت ارضی و نظام جمهوری اسلامی كشور را بر عهده دارد.»

اصل 144 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران

«ارتش جمهوری اسلامی ایران، باید ارتشی باشد كه ارتشی مكتبی و مردمی است و باید افرادی شایسته را به خدمت بپذیرد كه به اهداف انقلاب اسلامی مؤمن و در راه تحقق آن فداكار باشند.»

29 فروردین، مصادف با روز ارتش جمهوری اسلامی ایران و بزرگداشت حماسه آفرینی های دلاور مردان نیروی زمینی ارتش می باشد. هم زمان با به ثمر رسیدن انقلاب اسلامی، ارتش رژیم شاهنشاهی كه پیكره ی اصلی آن را جوانان برومند خانواده های مسلمان و اغلب مستضعف ایرانی تشكیل می داد، به ندای آسمانی رهبر انقلاب لبیك گفت و در نتیجه هم صدا و همراه با امت در براندازی نهایی رژیم ستم شاهی به ستیز بی امان با دشمنان داخلی و خارجی انقلاب برخاست و به عنوان نخستین بازوی توانمند نظامی انقلاب در جهت تحقق اهداف جمهوری اسلامی ایران تلاش های خستگی ناپذیر و مستمری را با فداكاری و ایثار و در ابعاد مختلف آغاز كرد.

به همین مناسبت از سوی امام امت روز بیست و نه فروردین به نام ارتش نامگذاری شد. امام« قدس سره» روز پیوستن ارتش به مردم را با عبارت حكیمانه ی:

«لحظه ی شادی بندگان خدا و یأس ستمگران»

نقطه ی عطف درخشان و افتخار آمیز قلمداد فرمودند.

با نگاهی گذرا به تاریخ خونبار انقلاب اسلامی در می یابیم كه از لحظه ی نخست پیروزی انقلاب، ارتش و ارتشیان، عشق و علاقه و میل باطنی خود را به حركت ستم سوز و توفنده ی انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام راحل ابراز داشته و در اثبات این معنا فداكاری ها، تلاش ها و ایثارگری های بسیار كرده اند.

گسستن از رژیم فاسد و منفور پهلوی و پیوستن به اقیانوس ملت، بیعت با امام امت، درهم شكستن توطئه های گوناگون دشمن به ویژه مقابله با ضد انقلاب، حضور گسترده، مستمر و چشمگیر چندین ساله، در عرصه های حماسه و شرف، حراست و دفاع از مرزهای زمینی، هوایی، دریایی و كیان نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران خود شاهدی صادق بر این مدعاست.

در ماه های خون و شهادت رهنمودهای مدبرانه و حكیمانه ی رهبر فقید انقلاب، بر آگاهی دلاور مردان ارتشی نسبت به ماهیت ضد اسلامی و غیر مردمی رژیم فاسد پهلوی افزود. در این رهگذر فرمایش های «حضرت امام» وجدان های بیدار و فطرت های آلوده نشده ی ارتشیان را در سطوح مختلف به بیداری می خواند و زمینه را برای پیوستن آنان به انقلاب اسلامی و ملت به پاخاسته ی ایران مهیا می كرد. امام خمینی «قدس سره» در این رابطه فرموده اند:

«شما خیال می كنید ارتش دل خوشی دارد از این ها؟ كسی كه زمام همه ارتش را بدهد دست چهار نفر امریكایی، مستشار امریكایی، كه همه جهات در دست آن ها باشد، این ها همه در تحت فشار باشند، این ها دل خوشی دارند؟...

... اگر كسی غیرتمند باشد دل خوشی نمی تواند داشته باشد، نباید این ها همه ساكت باشند، این ها هم روابط باید داشته باشند، بین احزاب و لشكری ها، بین لشكری ها و روحانیون. همه باید با هم روابط داشته باشند و نقشه بكشند برای زوال این آدم.»

 «ای سربازان غیور كه برای وطن و كشور خود فداكاری می كنید، بپاخزید، پیوند خود را با ملت عزیز استوارتر كنید و كشور خود را از زبونی و ذلت نجات دهید و دست غارتگران را كوتاه كنید و شرف و عزت را برای خود به یادگار بگذارید و سعادت دو دنیا را بیمه كنید»(1

این سخنان گهربار كه از اعماق وجود رهبری هوشمند و مشفق بر می آمد لاجرم بر دل ها می نشست و محبت خود را در بین ارتشیان خداجوی می گذاشت و بذر آگاهی و بیداری را در دل های مستعد و حنیف آن ها می افشاند.     

فرار روز افزون نظامیان از پادگان ها، استنكاف و خودداری از مقابله با مردم، خلق حماسه ی جاوید لویزان، هم صدایی با مردم در راه پیمایی ها، رژه رفتن پرسنل نیروی هوایی روز 19 بهمن در محضر امام «قدس سره» سرپیچی از دستورات فرماندهان طاغوت، شركت در خنثی كردن كودتای 21 بهمن 1357، بیعت با امام امت« قدس سره» و پیوستن كامل به صفوف ملت در 22 بهمن و فرو ریختن دژهای ستم شاهی و ... از نتایج درخشان و ارزنده ی همان برخورد حكیمانه و خردمندانه ی حضرت امام« قدس سره»، با ارتش بود.

با پیروزی انقلاب و تحول و دگرگونی در بنیادها و معیارهای ارزشی جامعه، از مسایل مطرح در مجامع مختلف به خصوص نیروهای مسلح این بود كه انقلاب اسلامی و رهبر انقلاب چه دیدگاهی نسبت به ارتش دارند و اصولاً در نظام اسلامی تكلیف نیروهای مسلح كنونی چیست؟

در شرایط تاریك و مبهمی كه در فضای جامعه و به خصوص اذهان نظامیان به وجود آمده بود و دشمنان كمین كرده ی انقلاب و به تبعیت از آنان دوستان ناآگاه، نغمه ی شوم و خطرناك انحلال ارتش را سر داده بودند امام امت «قدس سره »به عنوان بزرگ ترین حامی ارتش پای در میدان نهاد و نقشه ی دشمنان انقلاب را نقش بر آب نمود و طی پیامی، با قاطعیت تمام ضرورت حفظ ارتش را اعلام و در جهت انسجام، یكپارچگی و وحدت ارتش، فرمان تاریخی و مهمی را صادر فرموند.

فرمان تاریخی حضرت امام خمینی قدس سره در رابطه با ارتش(2)

بسم الله الرحمن الرحیم

ملت شریف و مبارز ایران وفقهم الله تعالی. با اهداء سلام و سپاس از مجاهدت خستگی ناپذیر شما ملت شجاع كه اهداف مقدس اسلام را تا آستانه ی پیروزی رساندید و دست خیانتگران داخلی و خارجی را به خواست خدای بزرگ قطع كردید؛ لازم است به تذكرات زیر توجه نمایید:

1- روز چهارشنبه 29 فروردین روز ارتش اعلام می شود. ارتش محترم در این روز در شهرستان های بزرگ با ساز و برگ به رژه بپردازند و پشتیبانی خود را از جمهوری اسلامی و ملت بزرگ ایران و حضور خود را برای فداكاری در راه استقلال و حفظ مرزهای كشور اعلام نمایند.

2- ملت ایران موظفند از ارتش اسلامی استقبال كنند و احترام برادرانه از آنان بنمایند. اكنون ارتش در خدمت اسلام است و ارتش اسلامی است و ملت شریف لازم است آن را به این سمت رسماً بشناسند و پشتیبانی خود را از آنان اعلام نمایند. اكنون مخالفت با ارتش اسلامی كه حافظ استقلال و نگهبان آن است جایز نیست. ما و شما و ارتش برادرانه باید برای حفظ امنیت كشورمان كوشش كنیم و به شرارت اشرار و اخلال مفسدین خاتمه دهیم.

3- افراد ارتش موظفند در داخل ارتش حفظ نظم و سلسله مراتب و ضوابط را بكنند. توجه ننمودن به این مسایل موجب ضعف ارتش اسلامی می شود و نظام را از هم می پاشد. سربازان و درجه داران و افسران موظفند با ارتش به طور محبت و برادری رفتار نمایند و از دیكتاتوری كه در رژیم طاغوت بود اجتناب نمایند. ارتش اسلامی باید با حفظ سلسله مراتب و نظام صحیح اسلامی و اطاعت كامل زیردست از مافوق و رعایت كامل مافوق از زیر دست، اداره شود تخلف از این امر ضد انقلاب است و مورد مؤاخذه خواهد بود...

والسلام علیكم و رحمة الله و بركاته

روح الله الموسوی الخمینی – 28 فروردین 1358

پس از صدور پیام تاریخ ساز امام، ارتشیان در عمل ثابت كردند كه شایستگی حمایت و پشتیبانی امام امت «قدس سره» را داشته و دارند و در این رهگذر با خلق حماسه های عظیم و به یادماندنی در سال های پیروزی انقلاب اسلامی و پس از آن اوراق زرینی بر دفتر تاریخ سراسر حماسه ی قیام ملت ایران افزودند كه از جمله می توان به همبستگی و همراهی با ملت انقلابی در آغاز حركت توفنده ی انقلاب اسلامی، نقش اساسی و تعیین كننده و حضور درخشان و ارزشمند ارتش در رفع غائله گروهك ها و ضد انقلاب در جای جای میهن اسلامی، هشت سال ایثار و جانبازی و دفاع مقدس در برابر هجوم همه جانبه ی استكبار جهانی و نیز فعالیت چشمگیر در دوران بازسازی و نوسازی كشور اسلامی، اشاره كرد.

ارتش و غائله كردستان

انقلاب اسلامی ایران از همان آغاز همواره در معرض توطئه ها و شرارت های استكبار جهانی و صهیونیسم بین الملل قرار داشته است و استعمارگران با طراحی و ایجاد آشوب های محلی و درگیری های قومی و ملی تلاش گسترده ای را در جهت ضربه زدن به پیكره ی نو پای انقلاب آغاز كردند و به همین انگیزه شروع به تحریك گروهك های خود فروخته ی غرب باور و شرق گرا كردند و آنان را در طلب رؤیای خیالی تجزیه ی ایران به بهانه های واهی مسلح كردند و به سوی مناطق گوناگون كشور اسلامی گسیل داشتند، تا شاید از این رهگذر طرفی بسته و مانعی در برابر حركت رو به رشد انقلاب اسلامی ایجاد كنند.

كردستان از جمله مناطقی بود كه مدتی عرصه ی تاخت و تاز عمال شرق و غرب بود و توطئه های فراوانی توسط گروهك های فاسد و الحادی در این منطقه شكل گرفت.

ارتش مردمی اسلامی كه در آن زمان پشتیبانی همه جانبه و تأیید رهبر عظیم الشأن انقلاب و ملت ایران را همراه داشت، آثار وجودی خود را به نمایش گذاشت و نقش انكار ناپذیر خویش را در عقیم كردن این توطئه ها به اثبات رسانید. پس از صدور فرمان حضرت امام« قدس سره» مبنی بر اعزام ارتش به كردستان و دفاع از حریم مقدس اسلام، ارتشیان پاكباخته و شیفته ی انقلاب مشتاقانه به ستیز با مزدوران و وابستگان به شرق و غرب پرداختند؛و در این راه مقدس، چه بسیار افسران، درجه داران و سربازان دلاور جان خود را به اسلام و انقلاب تقدیم كردند؛ و بدین ترتیب در تناوری نهال جوان انقلاب نقش مهم و حیاتی خود را ایفا كردند.

ارتش و جنگ تحمیلی

پس از پیروزی انقلاب اسلامی در حالی كه جمهوری نوپا، برای حل و فصل مشكلات اقتصادی و اجتماعی ناشی از یك انقلاب مردمی درگیر مسایل عدیده ی داخلی بود، دشمنان انقلاب كه از یك سو به شدت از پیروزی انقلاب ضربه خورده و از سوی دیگر در ایجاد اختلافات داخلی برای نابودی انقلاب اسلامی درمانده بودند، به شكل ناجوانمردانه جنگ تحمیلی گسترده ای را به كشور تحمیل كردند.

عراق عامل اصلی این تجاوز آشكار و ابزار اجرای این توطئه شوم، با آغاز حركت اسلامی مردم ایران مترصد فرصتی بود تا با دیدن چراغ سبز استكبار جهانی به ایران اسلامی تجاوز كند. عامل مهمی كه دولتمردان عراق را در تجاوز به خاك ایران تشویق و ترغیب می كرد، تجزیه و تحلیل های ناشیانه ای بود كه دستگاه های اطلاعاتی غرب از اوضاع داخلی ایران ارائه می دادند. این تحلیل ها از عدم ثبات در ارتش به دلیل نابسامانی های موجود داخلی، تزلزل فرماندهی، عدم تثبیت انضباط، كاهش مدت سربازی از دو سال به یكسال، تعویض پی در پی فرماندهان و .... منشا می گرفت و در نتیجه سبب شده بود كه بر عدم توانایی ارتش در مقابله با تجاوز، حساب جدیدی بگشایند.

به دنبال هجوم ارتش عراق به خاك ایران اسلامی با استفاده از دوازده لشكر و بهره گیری از امكانات تسلیحاتی پیشرفته ی غرب و شرق، غیور مردان ارتش كفر ستیز اسلام بار دیگر مسؤولیت خطیر حراست و پاسداری از كیان مقدس جمهوری اسلامی ایران را مشتاقانه پذیرا شدند و مردانه برای ادای این وظیفه سنگین قیام كردند، و طی هشت سال نبرد مقدس دو شادوش برداران پاسدار خود و خیل عظیم جان بر كفان بسیج موفق به دفع تجاوز و سركوب متجاوز شدند، و در این راه پر فراز و نشیب، شهدای گرانقدری را به اسلام تقدیم كردند.

پیروزی های درخشان تاریخ هشت سال دفاع مقدس خود شاهد صادقی بر این مدعاست. پیروزی هایی كه با عملیات خوارزم (میمك) كه منجر به باز پس گیری ارتفاعات میمك و كنترل محورهای نظامی مهمی گردید آغاز شد، با اجرای عملیات ثامن الائمه كه منجر به باز پس گیری كلیه ی مناطق اشغالی آبادان: (كوی ذوالفقاری، فیاضیه، ایستگاه هفت، دارخوین و میدان تیرآبادان) شد، سرآغازی برای عملیات های درخشان آینده شد و به دنبال آن عملیات طریق القدس (آزادسازی بستان)، عملیات فتح المبین (آزاد سازی مناطقی به وسعت 2000 كیلومتر مربع، در منطقه ی عمومی دزفول) و سرانجام عملیات بیت المقدس كه با انجام آن در سه مرحله شهرهای خرمشهر، هویزه و پادگان حمید از لوث وجود دشمنان پاكسازی شد و بیش از 5000 كیلومتر مربع از خاك میهن اسلامی از تسلط اجانب آزاد شد.

نیروهای سه گانه ارتش جمهوری اسلامی ایران، در طول هشت سال دفاع مقدس آنچه در توان داشتند برای دفع تجاوز و كسب پیروزی و افتخار انجام دادند. رزم بی امان نیروی هوایی ارتش، خسارات و تلفات عمده ای بر متجاوزان وارد آورد و در تغییر مسیر اولیه ی نبرد به سود جمهوری اسلامی ایران نقش بسزایی داشت. هم چنین نیروی دریایی با حضوری چشمگیر و دلیرانه، اجازه هیچ گونه عملیاتی را در آب های نیلگون خلیج فارس به متجاوزان نداد. نیروی زمینی نیز از ابتدای جنگ تحمیلی تا پایان آن به طور مستمر درگیر مبارزه با دشمن بود و در كسب پیروزی های پر افتخار و ثبت عملیات غرور آفرین نظامی سهم مؤثری داشت. نیروهای سه گانه ارتش در طول جنگ تحمیلی مجموع توانایی ها و استعدادهای بالقوه خود را بازیافتند و نشان دادند كه نیروهای كارآمد، پرافتخار و پر قدرت هستند و آمادگی انجام هر مأموریتی را دارند. و شاهد ثابت این امر واقعیتی است كه حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی و فرماندهی كل قوا در در دیدار فرماندهان و پرسنل ارتش بر آن تأكید فرمودند:

« اگر ارتشی در دنیا باشد كه جنگ را در میدان های واقعی نبرد تجربه نكند این ارتش یك ارتش واقعی نیست. لااقل یك ارتش سرافراز نیست اما آن ارتشی كه جنگ را با پوست و استخوان خود آن هم نه یك روز و دو روز، بلكه بیش از هشت سال لمس می كند این یك ارتش واقعی و آبرومند و سرافراز است.»

رهبر معظم انقلاب اسلامی هم چنین فرمودند:    

«نبرد ارتش ما نه برای افزون طلبی، بلكه برای دفاع از كشور، اسلام و انقلاب بوده است.»ارتش جمهوری اسلامی ایران در اجرای مأموریت و وظایف الهی خود شهدای بسیاری را تقدیم اسلام كرد. شهیدان گرانمایه ای كه در اجرای فرمان حق و در طلب قسط، قیام كردند و به مصاف با اصحاب شیطان برخاستند و با تیغ ستم سوز خود لاشه ی ظلمانی كفر را از هم شكافتند و پای بر حلقوم كفار فشردند.

دلاورانی چون نامجو، فلاحی، فكوری، كلاهدوز، اقارب پرست، آبشناسان، شهرام فر، شیرودی، كشوری، بابایی، ستاری و آخرین آنان امیر سرفراز سراسر جبهه های نبرد سپهبد صیاد شیرازی شهیدانی جاوید از خیل كاروانیان شهر شهادتند، كه جلوه ی جمال حق در صحیفه ضمیرشان منقش بود و شعار سراپا شعورِ الله اكبر ورد زبانشان، اینان نمونه هایی هستند از مردان برجسته ای كه حسین حسین گویان سرود شهادت سر دادند و دل از این جهان ظلمانی برگرفتند و به سرای نور و سعادت ربانی رسیدند.

«راهشان پر رهروباد»

منبع : ** بســـــيــــــج ســــايـــبـــــري ** پيشاپيش روز ارتش جمهوري اسلامي ايران گرامي باد
برچسب ها : ارتش ,اسلامی ,انقلاب ,جمهوری ,پیروزی ,امام ,جمهوری اسلامی ,انقلاب اسلامی ,اسلامی ایران ,ارتش اسلامی ,پیروزی انقلاب ,جمهوری اسلامی ایران ,«ارتش

زندگینامه سرداران شهید استان گیلان

:: زندگینامه سرداران شهید استان گیلان
سردار شهید حسین املاکی
 
سردار شهيد حسين املاکي در شب عاشورا سال هزار و سيصد و چهل، در روستاي کولاک محله ، شهرستان لنگرود در خانواده اي مذهبي و کشاورز ديده به جهان گشود . او پس از گذراندن دوران تحصيلي خود در سال 58 موفق به اخذ ديپلم در رشته بهداشت محيط شد . علاقه حسين به ورزش ايشان را بسوي ورزش کاراته و کشتي سوق داد و در اين زمينه موفقيت هاي نيز کسب نمود . روح ايمان و کفر ستيزي و انقلابي حسين آقا انگيزه اي فراهم کرد تا به موج عظيم انقلاب بپيوندد و در اين عرصه فعاليت زيادي براي به زانو در آوردن نظام منهوس پهلوي در منطقه داشت و با به ثمر رسيدن نظام مقدس جمهوري اسلامي به سبز جامگان اين نهاد بر خواسته از متن امت اسلامي، سپاه پاسداران لنگرود پيوست و با تجاوز رژيم بعثي عراق به ايران اسلامي و تحميل جنگي نابرابر به انقلاب نوپاي اسلامي به همراه اولين گروه از نيروهاي اعزامي گيلان عازم جبهه هاي نبرد حق عليه باطل به ديار خونين سرپل ذهاب و قصر شيرين شتافت. ايمان، شجاعت، خلاقيت، تدبير و توانمندي در وي چنان عالي بود که توانست در کوتاهترين زمان، توان رزمي خويش را تثبيت کند و مدتي بعد هم وارد تيپ 25 کربلا شد . از آنجا که حسين جواني مومن و برومند و از استعداد و خلاقيت بارزي برخوردار بود . فلذا در مدت زماني اندک توان رزمي خود را به منصه ظهور رساند و چون بر فرماندهان اين توانمندي عالي نظامي حسين محرز شد؛ در واحد اطلاعات و عمليات مسئوليت فرماندهي ، محور يکم را بر عهده او گذاشتند و نقشي فوق العاده در اين سمت ايفا نمود . خلاقيت حسين در ارائه شناسايي ها و طرح نظامي بقدري عالي و دقيق بود که گويا سالها در دانشکده ها دروس علوم عالي نظامي و رزم آموخته بود؛ ليکن دانشگاه او ايمان به خدا و کلاس او جبهه و ميادين نبرد با دشمنان اسلام و قرآن بود . سردارحسين املاکي پس از رشادت ها و دلاوري ها در عمليات هاي مختلف از جمله ثامن الائمه و فتح المبين و بيت المقدس و رمضان و محرم، در سال 61بود که تصميم گرفت به سنت دير پاي محمدي (ص) عمل به تکليف نمايد و ازدواج کند اما هنوز بيش از دوازده روز از پيمان مقدس ازدواج وي نگذشته بود که بسوي جبهه هاي نور عليه ظلمت شتافت و هيچ تاخيري در جبهه ها ي نبرد حق عليه باطل را بر خود جايز نمي دانست و ازدواج را هم عمل به تکليف و حرمت نهادن به اصول و آرمانهاي مکتب غني اسلام و احکام الهي مي دانست و حاصل اين پيوند مقدس يک پسر و دو دختر از زندگي مشترک ايشان به يادگار ماند . حسين در عملياتهاي متعددي چون والفجر مقدماتي ، والفجر 1 ، والفجر4 ، والفجر6 ، والفجر 8 ، والفجر9 ، عمليات بدر نقش آفريني فوق العاده اي ايفاء نمود و بي ترديد مي توان عنوان کرد آن موفقيت ها مرهون شجاعت، خلاقيت، توانمندي و خدمات عالي حسين املاکي بود . حسين در سال 64 به تيپ قدس گيلان رفت ؛ واحد اطلاعات و عمليات تيپ را تقويت نمود و بهترين طرح عملياتي والفجر 9 را با توجه به شناسايي هايش در منطقه سليمانيه ارائه و اجرا نمود و به موفقيتهاي بزرگي دست يافت . پس از عمليات والفجر 8 در منطقه عمومي فاو ديگر همرزمانش چون سردار مهدي خوش سيرت و حسن رضوانخواه به او پيوستند و فرماندهي گردان هاي پياده تيپ قدس را بر عهده گرفتند و سردار حاج محمود قلي پور نيز رئيس ستاد تيپ قدس گيلان بود که با همت بلند و شجاعت و دلاوري اين دلاور مردان و سرداران گيلاني چنان تحولي در عمليات ها ايجاد شد که بعد از عمليات کربلاي 2 در منطقه حاج عمران ، به تعبير مقام معظم رهبري حضرت آيت الله خامنه اي ( حفظه الله ) : حماسه آفرينان لشکر قدس در کربلاي 2 کربلاي ديگري آفريدند . سردار رشيد اسلام حسين املاکي پس از انجام عمليات کربلاي 2وکربلاي4 در عمليات کربلاي 5 با حفظ سمت ، فرماندهي محور عملياتي را در جزيره بوارين بر عهده گرفت و به شايستگي درخشيد بطورئيکه نيروهاي لشکر وارد شهرک دوئيجي عراق شدند و حسين املاکي، پس از طي رشادت و رزم بي امان مجروح گرديد و پس از بهبودي نسبي مجدد سوي جبهه هاي نبرد شتافت و با توجه توانمندي نظامي عالي که برخوردار بود به عنوان فرمانده تيپ يکم لشکر قدس گيلان ، به همراه گردان هاي رزمي، فرماندهي عمليات موفقيت آميز نصر4 ، ارتفاع ژاژيه و شهر ماووت عراق را برعهده گرفت و از چنگال بعثيون آزاد ساخت و به الطاف و عنايات الهي و توجه حضرت امام عصر ( عج ) و رشادت هاي رزمندگان دلير اسلام به پيروزي هاي بزرگي دست يافتند پس از انجام عمليات نصر 4 ، سردار رشيد حسين املاکي به سمت قائم مقام لشکر 16 قدس گيلان مشغول به خدمتگزاري گرديد فلذا واحدها و گردان هاي لشکر را مهياي نبردي ديگر ساخت و در ماموريتي آسيب شديدي ديد بطورئيکه ناچار با هلي کوپتر به بيمارستان انتقال يافت که طبق معمول با حاصل اندکي بهبودي مجدد عازم جبهه هاي نبرد با خصم دون شد و دو شادوش فرماندهي محترم لشکر، رزمندگان شجاع اسلام را در عمليات ها ياري نمود . اين فرمانده رشيد اسلام ، آنقدر شجاع و خلاق و دلير بي باک بود که فرماندهان ارشد عراق نيز بر اين امر معترف بودند . سر انجام اين دلاور شجاع اسلام در 9 فروردين سال 67 در عمليات والفجر 10 در منطقه عمومي سيد صادق ، شانه دري بر روي ارتفاعات (باني بنوک) به همراه ياران و همرزمان شهيد محمد اصغريخواه فرمانده گردان کميل و شهيد دکتر محمد حبيبي پور و شهيد سيد عباس موسوي و ديگر عزيزان و دلاوران شجاع اسلام در اثر حمله ناجوانمردانه(بمباران شيميايي) دشمنان بعثي به آرزوي ديرينه اي که کسب مقام شهادت در راه حضرت دوست بود نائل آمد و روح بلند و ملکوتي اش همنشين عرشيان گرديد و پيکر مطهر اين فرمانده شجاع اسلام در ميان انبوه آتش و حملات شيميايي دشمن بر روي ارتفاعات باني بنوک ماًوا گزيد . حسين املاکي حسيني زيست و شهيد شد و شهادتش الگو و درسي فراموش ناشدني شد بنام(( ايثار)) به امت عزيز اسلام آموخت . چرا که در هنگام بحبوحه جنگ و نبرد و آتش حملات و شيميايي دشمن حسين املاکي به بسيجي اي که ناله و استمداد کمک مي طلبيد ، حسين ماسک صورتش را برداشت و بصورت بسيجي بست و در نهايت هر دو شهيد شدند هم بسيجي و هم حسين املاکي . پيام مقام معظم رهبري : شهيد املاكي شما ، كه توي ميدان جنگ شيميايي زدند ، و خودش هم آنجا در معرض شيميايي بود ، بسيجي بقلدستش ماسك نداشت ،شهيد املاكي ماسك خودش را برداشت بست به صورت بسيجي همراهش ! قهرمان يعني اين !
 
 
سردار شهید مهدی خوش سیرت
 
 
سردار شهيد اسلام ، مهدي خوش سيرت در نوزدهم شهريور سال هزار و سيصد و سي و نه در روستاي چورکوچان شهرستان آستانه اشرفيه ديده به جهان گشود . با ولادت او هماي اوج سعادت برشانه ( پدر مهدي ) نشست و مهدي در خانواده مذهبي و متدين و ارادتمند به ائمه اطهار (ع) به ويژه سيد و سالار شهيدان زمزمه عشق، مشق مي کرد و از همان دوران کودکي نشان داد که با ديگر همسالانش متفاوت است . تحصيلات دوران ابتدايي ، راهنمايي و متوسطه را آنگونه که شايسته بود در زادگاهش شهرستان آستانه اشرفيه پشت سر نهاد و در سال 1358 موفق به اخذ ديپلم گرديد و پس از آن لباس مقدس سربازي را به تن کرد و چون رزمنده اي در خنثي نمودن توطئه هاي نوکران و جيره خواران استکبار جهاني در منطقه گنبد ، حضوري دلاورانه داشت . هنوز دوره سربازي را به اتمام نرسانده بود که نامش را در مدرسه عشق نوشت ؛ مهدي زماني عضو مدرسه عشق شد که خود تدريس عشق مي کرد ، آبديده و سرد و گرم جبهه ها کشيده ،لذا دوست داشت با نيروهاي رزمنده نه تنها در جبهه و هنگام جهاد و مجاهدت بلکه در پشت جبهه و زادگاه و شهرو حتي منزلشان ارتباط برقرار کند و چون به بسيج عشق مي ورزيد لذا بين جبهه و پشت جبهه هميشه در حال تردد بود . با معنويتي که در مهدي وجود داشت مهر و محبتش در اولين وهله ديدار هر بيننده اي در دلش مي نشست، کمال عشق، معرفت و خداشناسي مهدي بود که بچه هاي رزمنده خود را مريد او ميدانستند و پروانه وار گرد شمع وجودش مي گشتند و گاه حتي شرط حضور در جبهه را بودن در کنار وي مي دانستند. آقا مهدي از روزي که گام در جبهه هاي حق عليه باطل نهاد و در مدرسه عاشقان روح الله ثبت نام کرد هرگز تسويه حساب نگرفت و دنبالش هم نرفت در زمان حضورش در جبهه ها هميشه تلاش داشت در عملياتها شرکت کند و اگر به دليل حضور در منطقه اي ديگر موفق به شرکت در عملياتي نمي شد غم تمامي چهره نوراني اش را فرا مي گرفت و تا چند روز حال خوشي نداشت . او با تلاش بي وقفه اش در عملياتهاي افتخار آفرين و غرور آميز طريق القدس، فتح المبين ، بيت المقدس ، فتح خرمشهر ، رمضان ، مسلم ابن عقيل ، محرم ، والفجر4، والفجر6، هور العظيم ، قدس ، بدر ، والفجر8 ، کربلاي2 ، کربلاي5 ، ونصر4 حضور پيدا کرد . اعتقاد راسخش به اسلام ، امام و انقلاب ، و شاگردي اين مکتب انسان ساز هدفي را برايش ترسيم کرده بود که براي رسيدن آن سر از پا نمي شناخت و بهترين دليل اينکه پس از 13 بار مجروحيت در عملياتهاي مختلف ، هيچگاه در استراحت کامل بسر نبرد بلکه پس از ترميم مختصر ، دوباره خود را به صحنه مبارزه و جهاد رساند و در جمع لشکريان اسلام قرار گرفت . در سفرهاي پشت جبهه نيز مهدي با مرخصي هاي کوتاهش نه تنها فقط به خانواد اش مي رسيد بلکه به شهرهاي ديگر حتي به استان مازندران براي تاليف قلوب و سرکشي به خانواده هاي محترم شهدا و رزمندگان مي رفت . و آنقدر اين ارتباط عميق بود که اغلب خانواده هاي شهدا با ديدن چهره نوراني مهدي قوت قلب مي گرفتند و همانند فرزندان شهيد شان دوستش مي داشتند و شهيد خوش سيرت در روزهاي پايلني عمر شريفش (اواخر جنگ) از خجالت خانواده هاي شهيدان و بخصوص پس از شهادت دو برادر ش حسين و رضا خوش سيرت ، بعد از عمليات نيز به مرخصي نمي آمد . او مانع پرواز و عروجش را دو چيز مي دانست! يکي ملبس به لباس سبز سپاه شدن تا بر پيشاني اش ستاره بنشيند و ديگري به سنت پسنديده رسول مکرم اسلام صلي الله عليه واله و سلم جامع عمل پوشاندن و او به اين تکليف نيز عمل نمود و پايه زندگي مشترکش را با دختري متدينه در اوج سادگي و صفا بنا نهاد تا آخرين ريسمان تعلق زمين و زمينيان را پاره کند و ثابت کند که اين بندها و تعلقات نمي توانند عاشق و مرغ باغ ملکوت را زميني کرده و در قفس تن اسير نمايد و حاصل پيوند مقدسش دختر مومنه اي شد که پس از شهادت آقا مهدي ديده به جهان گشود . آقا مهدي مسئوليت هاي خويش را در جبهه از فرماندهي دسته آغاز ، و پس از گروهان و گردان ، با رشهادت و مديريتي که از خود نشان داده بود به فرماندهي تيپ دوم محرم و معاونت فرماندهي لشکر قدس گيلان برگزيده شد مهدي که در فراق دوستانش هماره مي سوخت و در دل و بر لب آرزوي شهادت داشت سر انجام پس ازسالها حضور مستمر و مداوم در جبهه هاي جنگ ، و رزم بي امان و مجاهدت در دو جبهه جهاد اصغر و جهاد اکبر ، در عمليات نصر 4 – فتح ماووت عراق ساعت 30/ 11 تاريخ 6/4/1366 نداي ارجعي الي ربک را از معشوق حقيقي اش شنيد و بي تابانه و لبيک گويان بسويش پرکشيد و به درياي رحمت الهي پيوست و ستاره اي، درخشان در آسمان انقلاب اسلامي ايران شد.
 
 
سردار شهید حاج محمود قلی پور
 
 
پاسدار شهيد حاج محمود قلي پور در سال 1332 در استان فارس ، شهرستان شيراز، ازخانوده اي مذهبي از پدري گيلاني و مادري اصفهاني ديده به جهان گشود . دوران خردسالي وي در شيراز سپري شد او بعلت شغل پدر که نظامي بود به همراه خانواده از شيراز به تهران عزيمت نمود و تحصيلات مقاطع ابتدايي و راهنمايي را با موفقيت در تهران سپري کرد و تحصيلات مقطع دبيرستان را با توجه به هجرت خانواده از تهران به رشت انتقال يافت و در دبيرستان شهيد بهشتي (فعلي) رشت تحصيلات را به پايان رساند . باورود به سن جواني از آنجا که شور آزاديخواهي و مبارزه طلبي با بيداد در وجودش شعله مي کشيد ، به صفوف مبارزين و انقلابيون پيوست و برعليه نظام جورستم شاهي تلاش و کوشش فراوان نمود . سال 1357 با پيروزي شکوهمند انقلاب اسلامي به لطف و عنايت پروردگار ، و به رهبري حضرت امام خميني (رض) و همت امت حزب الله به ثمر نشست و حاج محمود که در متن انقلاب بود با تشکيل کميته انقلاب اسلامي براي حفظ دستاوردهاي نظام مقدس جمهوري اسلامي با عضويت در کميته فعاليتش را تداوم بخشيد و با شکل گيري سپاه پاسداران انقلاب اسلامي او بعنوان يکي از موًسيسن سپاه رشت در تشکيل اين نهاد مقدس انقلاب اسلامي از سر عشق و ايمان شرکت جست و اين سربازسرافراز سبز پوش دلير وشجاع اسلام که از تهور و قدرت برنامه ريزي قوي برخودار بود، در کسوت مربي آموزش نظامي و فرماندهي واحد عمليات نقش بسزايي را در آموزش نيروهاي سپاهي به انواع تاکتيکهاي نظامي و شيوه هاي رزمي تحت تعليم وآموزش قرار داد . ايشان مدتي فرماندهي پادگان المهدي چالوس را بعهده گرفت و در ساماندهي به اوضاع پادگان رنج فراواني رامتحمل شد . وي در دوران اوج شرارت هاي منافقين کوردل و ديگر گروهکهاي منحرف شرق و غرب با توجه به تخصص نظامي که داشت به اتفاق ساير همرزمانش مبارزه اي بي امان و پي گير با دشمنان نظام مقدس جمهوري اسلامي نمود . او در پاک سازي جنگلهاي گيلان از لوث وجود افراد فتنه جو و تروريست بسيار کوشيد . حاج محمود نه تنها درگيلان بلکه در استان کردستان و در آزادسازي پاوه از لوث وجود کومله و دمکرات به همراه شهيد جليل القدر چمران مردانه جنگيد . با شروع جنگ تحميلي نيز بسوي جبهه هاي نبرد با دشمنان اسلام شتافت ، او در منطقه سرپل ذهاب مسئوليت حفاظت از پادگان ابوذر را داشت و توانست به همت والايش از سقوط حتمي پادگان جلوگيري نمايد . حاج محمود در جنوب کشور نيز دلاوريهاي ديگري آفريد و از روحيه فوق العاده اي برخودار بود که موجب ترغيب و تشويق همرزمان خود در اين نبرد الهي مي شد ودر طي اعزامهاي پي درپي به جنوب و غرب کشور بارها مجروح گرديد ولي آني دست از مبارزه با متجاوزين کفار دست نکشيد وگويا اصلا آرامش حاج محمود در مبارزه با دشمنان اسلام و خدمت به اسلام و مسلمين خلاصه مي شد . حاج محمود چون از قدرت برنامه ريزي و تدبير و طراحي کم نظيري برخوردار بود ، فلذا جايگاه ايشان هميشه در پست هاي حساس و مسئوليت آفرين و پرخطر بود از جمله مسئوليت گروه ضربت عمليات جنگل و فرماندهي عمليات جنگلهاي گيلان براي سرکوبي ايادي استکبار جهاني ، فرماندهي گردان رزمي ، معاونت طرح و عمليات تيپ قدس ، قائم مقام ستاد لشکر قدس و رياست ستاد لشکر قدس برشانه هاي ستبر ايشان سنگيني مي کرد، ليکن با شجاعت ، ايثار ، تدبير ، مديريت ، سعه صدر وقدرت توانمندي عالي که داشت با توفيق و نصرت و پيروزي در عملياتها نشان داد که از لياقت و شايستگي هاي خاصي برخورداربود . حاج محمود با تواضع و فروتني و خويشتن داري و اعتماد بنفسي که داشت در اوج و انبوه مشکلات بيشتر مي درخشيد واز هر حيث الگويي مناسب براي ساير همرزمانش بود . اين سردار سر افراز اسلام و انقلاب در سال 1360 زندگي مشترکش را با همسر مکرمه اش در کمال صفا وصميميت بنيان نهاد و حاصل پيوند مقدسش دو عطيه الهي مي با شند که انشاالله الرحمان تداوم بخش راه تابناک پدر در جولانگاه هستي خواهند بود . حاج محمود نه تنها در ميان خانواده و بستگان و همرزمانش عزيز گرامي بود حتي تمامي مردم خدا جوي رشت به او افتخار مي کردند بلکه همواره ياد و خاطره اش مايه افتخار و مباهات گيلاني و بلکه هر ايراني خواهد بود. سرانجام حاج محمود همانند ديگر همرزمانش زيستنن دراين دنياي فاني برايش دلتنگ وحزن آور بود، ساعاتي پس از شنيدن مژده بشارت شهادت در عالم خواب(رويا) از دوست و همرزمش شهيد ميثم محمد بيگلو روح بلندش سبکبال و عاشق بر فراز قله هاي رفيع کدو در حاجي عمران ( محورعملياتي کربلاي 2 ) بر اثر ترکش گلوله توپ دشمن دعوت حق را لبيک گفت و در ديارجانان رحل اقامت افکند و خدايش خونبهايش گرديد .
 
 
سردار شهید علی گلستانی
 
 
شهید گلستانی هفتم تیر ماه سال 1339 از دامن پر عطوفت خانواده ای مسلمان و متعهد به دین مبین اسلام و در محله رودبارتان رشت کودکی چشم به جهان گشود و پدر و مائر نام نیک مولای متقیان حضرت امیرالمومنین (ع) را برایش انتخاب کردند تا به عنایت و لطف حق بتواند شجاعت ، شهامت ، جوانمردی و شیوه انسان راستین را از امیر مومنان بیاموزد.   علی از دوران طفولیت همانگونه که پدر و مادرش آرزو داشتند کودکی خوش اخلاق ، متدین ، کنجکاو ، باهوش و بسیار رئوف ، مهربان و دوست داشتنی بود . وقتی علی به سن 7 سالگی رسید از اینکه برای کسب علم و دانش در مدرسه ثبت نام کرده بود بسیار خوشحال و سرشار از ذوق و شوق بود و اشتیاق بسیار به تحصیل علم و دانش داشت . هنوز چند صباحی از آن همه شادی و خوشحالی علی سپری نشده بود که از داشتن نعمت وجود پدر محروم گردید ، اما در کنار مادر متدینه اش بر مشکلات دنیوی فائق آمد و نیز از تربیتی عالی برخوردار بود ، غرق شعف و شادمانی می شد وقتی برای کسی کار یا خدمتی انجام می داد.   با شروع حرکت های انقلاب اسلامی در گوشه و کنار کشور ، علی به ماهیت پلید رژیم منحوس پهلوی به خوبی پی برد و اصلا گویا برای چنین فرصتی روز شماری می کرد ، زیرا چون مشتاقی بی قرار به صفوف متشکل و یکپارچه امت مسلمان و آگاه ملت ایران تحت رهبری زعیم عالیقدر حضرت امام خمینی (رض) پیوست . فعالیت ایشان در صحنه های مبارزاتی و توزیع و تکثیر پیامها و نوارها و پوستر های حضرت امام خمینی (ره) در بین افراد چنان گسترده و وسیع بود که بزودی مورد شناسایی ماموران امنیتی ساواک رژیم ظلم و جور طاغوت قرار گرفت . و بعد از آن به اتفاق تنی چند از دوستانش توانستند به طور مخفیانه به فعالیت و مبارزاتشان ادامه دهند .   با سرنگونی طاغوت به لطف حضرت باریتعالی و عنایت ولی عصر حضرت صاحب الزمان (عج) و رهبری پیامبر گونه حضرت امام خمینی و هوشیاری و همت بلند ملت مسلمان و رشید ایران و حاکمیت نظام مقدس جمهوری اسلامی ، علی آقا فوق العاده از این نصرت و پیروزی بزرگ امت حزب الله خوشحال و مسرور بود و گویا دیگر آرام و قرار نداشت و شبانه روز در خدمت و فعالیت و تلاش برای حاکمیت و استقرار حکومت اسلامی بود . در ابتدا انجمن اسلامی محله رودبارتان را تشکیل داد ، آنگاه به آگاهی و روشنگری و دعوت و جذب نوجوانان و جوانان مسلمان و متعهد محله همت گماشت و به لطف خدا به توفیقات خوبی هم دست یافت و موجب جلوگیری از انحراف فکری در دام شیطان ، بسیاری از نوجوانان و جوانان منطقه الخصوص محله رودبارتان شد. محبوبیت و برخورد این جوان پاک و برومند و مقید و مذهبی در بین جوانان چنان مشهود و هویدا گشت ، لذا گروهک های منحرف که منافع اربابان خود را با وجود علی ، خصوصا در محله رودبارتان در معرض خطر و نابودی می دیدند ، بسیار تلاش کردند تا علی آقا را ترور کنند ، اما به عنایت حضرت حق و با کشف اقلب خانه های تیمی و جاسوسی و دستگیری مزدوران توطئه آنها خنثی گردید.   نخستین مسئولیت ایشان پس از انقلاب به عهده گرفتن روابط عمومی کمیته امداد حضرت امام و پس از آن مسئولیت فرهنگی هلال احمر استان بود . آنگاه جهت وسعت بخشیدن به دامنه فعالیت های خالصانه اش به نهاد جوشیده از متن مردم مسلمان و انقلابی یعنی سپاه پاسداران رشت به این یاران و سروقامتان همیشه در صحنه پیوست.همچنین ایشان به سنت پسندیده محمدی (ص) سر تعظیم فرود آورد که حاصل این پیوند مقدس یک دختر و یک پسر به یادگار ماند . حاج علی مدتی با دلیری و توانمندی و همت والایی که داشت به عنوان معاونت پرسنلی سپاه ناحیه گیلان مشغول فعالیت و خدمت شد . حاج علی این رزمنده اسلام و انقلاب سرافراز و پیروز در عملیات حماسه ساز کربلای 2 بر اثر گلوله توپ دشمن دعوت حق را لبیک گفت و در دیار جانان رحل اقامت افکند. حاج علی گلستانی درسال 64 موفق به زیارت مکه معظمه و مدینه منوره شد . و در بهمن ماه همان سال همراه با راهیان محمد (ص) به مناطق جنگی کشور برای نبرد با دشمن بعثی شتافت و مسئولیت پرسنلی لشکر قدس را به عهده گرفت . حاج علی گلستانی 14 اردیبهشت سال 65 تنها یاور عزیز ، انیس و مونس ، مادر مهربان و بزرگوارش دار فانی را وداع کرد و به رحمت ایزدی پیوست . اما این فراق و مصائب با همه سنگینی و مشکلاتش خللی در عزم استوار و راسخ او جهت حمایت از اسلام عزیز پدید نیاورد ، زیرا ایمان و توکل وی به حضرت حق ، آنچنان عالی و بزرگ مرتبه بود که هیچگاه در امتحانات الهی ، ضعف وسستی در او راه نیافت و همواره هنگام مواجعه با مصائب و مشکلات این جمله را بر زبان می آورد " هر چه خدا خواست همان می شود " . مسئولیت معاونت ستاد لشکر قدس از جمله آخرین سنگرهای بود که حاج علی گلستانی ، به ادای دین در مقابل انقلاب و دفاع مقدس خدمت نمود . با فرا رسیدن شهریور سال 65 رزمندگان دلیر اسلام درصدد وارد آوردن ضربه های مهلک بر پیکر ارتش مزدور و خود فروخته بعث عراق برآمدند که در این عملیات تصرف ارتفاعات و مناطق مهمی از منطقه عملیاتی بر عهده لشکر قدس گیلان واگذارشد. شهید علی گلستانی به اتفاق همرزم شهیدش غلامرضا قبادی به منطقه عملیاتی شتافت ، و در شب عملیات با دیگر برادران هم سنگرش در مراسم دعای توسل شرکت و آخرین راز و نیازش را با مراد و معبود و معشوق خود بیقرار و عاشق در حالیکه چشمان و صورت نورانی او غرق اشک شوق و حسرت دیدار بود و با خود نجوا می کرد، بر مشامم می رسد هر لحظه بوی کربلا " بر دلم ترسم بماند آرزوی کربلا ، چنان حالی بر او حاکم بود ، تو گویی پروردگارش بوی تربت پاک امام حسین علیه السلام را به دست نسیم شبانگاهی سپرده بود تا در آخرین لحظات عمر ، مژده وصال را به گوش دل در یابد و در ساعات آغازین عملیات کربلای 2 ، روز دهم شهریور دست در دست دیگر شقایق های سرخ انقلاب اسلامی شهیدان حاج محمود قلی پور و غلامرضا قبادی و حسن رضوانخواه و سید محمد محمد نژاد به گلستان رهروان حسین (ع) به ملکوت اعلی پیوست در حالیکه گلو سوراخ و سینه شکافته و پا قطع شده بود اما همچنان حاج علی گلستانی،صورتش به زیبای نور می درخشید و خندان بود . آری او با زندگی گوتاه و مرگ سرخ و پر افتخارش گواهی شد برای همه انسانها تا چگونه زیستن و مردن را بدرستی بیاموزند و اصلا این مرام شهید است )) روحش شاد و یادش گرامی باد ))
 
 
سردار شهید میثم محمد بیگلو
 
 
پاسدار شهيد هرمز(ميثم) محمد بيگلو در سوم اسفند سال هزار سيصد سي و هفت در خانواده اي مسلمان و متدين در شهرستان رشت ديده به جهان گشود . با سپري کردن دوران خردسالي پا به مدرسه نهاد و مقاطع ابتدائي و راهنمائي و دبيرستان را يکي پس از ديگري در مدارس رشت با موفقيت پشت سر گذاشت . وي در اوقات فراغت علاوه بر مطالعه کتابهاي غير درسي و تلاوت روح بخش کلام الله مجيد به ورزش هندبال نيز مي پرداخت و عنوان قهرماني کشوري را نيز از آن خود نمود . شهيد ميثم محمد بيگلو از سيما و اخلاق نيکو و پسنديده اي برخوردار بود و به همين دليل مهر و محبت او به دل اطرافيان مي نشست . او به ساده زيستن بسيار اهميت مي داد و دوست داشت همتراز با مردم متوسط جامعه بپوشد و بخورد و زندگي کند ، فلذا از هر گونه تشريفات و تجملات دنيوي در زندگي و محل کار پرهيز مي کرد و به ديگران نيز ساده زيستن را توصيه مي نمود . ايشان در به زانو در آوردن نظام طاغوت و به ثمر رسيدن انقلاب اسلامي به همراه دوستان خود فعاليت و تلاش چشمگيري داشت و موتور حرکتي بود بين دوستان و جوانان و سهم بسزايي در به ثمر رسيدن نظام مقدس جمهوري اسلامي را در منطقه داشت و خدمات فراواني کرد. بعد از پيروزي انقلاب اسلامي براي حفظ دستآورهاي آن در تمامي صحنه ها حضوري شجاعانه و فعال داشت ، و در سرکوبي توطئه هاي ضد انساني و ضد اسلامي منافقين بسيار زحمت کشيد . و با تشکيل ارتش 20 ميليوني به عضويت بسيج در آمد و پس از مدتي کوتاه به همراه چند تن از دوستانش براي فراگيري فنون نظامي به تهران رفت و تحت نظر يکي از بهترين مربيان که سالها تجربيات نظامي در لبنان و فلسطين داشت بنام شهيد (محسن چريک) فنون نظامي را فرا گرفت و همچون فولاد آبديده گشت. و مجدد به شهرستان رشت مراجعت نمود و به آموزش نيروهاي بسيج و سپاه گمر همت بست. شهيد بيگلو در غائله انزلي زحمات زيادي را متحمل شد و آسايش و امنيت را به مردم شهيد پرور تقديم نمود. وي در توطئه دانشگاه که از سوي دشمنان اسلام و انقلاب تدارک و در صدد بودند اين سنگر مقدس علم و دانش را تبديل به جنگ و خونريزي نمايند ،شهيد محمد بيگلو خدمات شاياني نمود و توانست اين توطئه را در نطفه خفه کند. شهيد بيگلو به همراه ديگر دوستانش در مدت يکماه براي ساختن پادگان نظامي چالوس و امکانات آموزشي را فراهم مي کنند و بعنوان فرمانده پادگان آموزشي المهدي(عج) چالوس انتخاب و سه پايگاه آموزشي (ساري، رامسر، منجيل) نيز زير نظر ايشان انجام مي گرفت ، و در طول مسئوليت خود با همه مشکلات موجود در پادگان به آموزش نيروهاي اعزامي با جديت و پشت کاري عظيم خدمت نمود . با تلاش و همت والاي شهيد بيگلو خيل عظيمي از نيروهاي رزمنده گيلان و مازندران دست پروردهً اين مربي ارزشمند و متعهد به اسلام و انقلاب و مطيع امر ولايت بود، که توانستند در جبهه هاي غرب و جنوب به مقابله با خصم زبون و ديو صفت وابسته به شرق و غرب برخيزند و از خودشان رشادت و دلاوري و افتخار و نامي نيکو و پايداري به يادگار بگذارند . سردار شهيد محمد بيگلو، اين دلاور جوان و رزمنده اسلام انقلاب با اينکه مسئوليت خطير آموزش نيرو را بر عهده داشت و 26000 نفر از نيرو هاي سپاه و بسيج را تعليم آموزش نظامي داد ، ليکن خود بيقرار حضور مستمر در جبهه هاي حق عليه باطل بود و نمي توانست دوري از ميدان نبرد و رزم با دشمن بعثي را تحمل کند و بقول خودش (( دوست داشت در دانشگاهي باشد که در هيچ جاي کره زمين پيدا نمي شود )) دانشگاهي که انسانهاي وارسته درس آئين کشور داري، شجاعت و دلاوري، دفع ستم و حمايت از مظلوم ، راه و روش اطاعت از ولي امر مسلمين را به نحو شايسته فرا مي گيرند و با عمل خود، به ديگران آموزش مي دهند. و پاوه که جولانگاه سرسپردگان اجانب شده بود و پاسداران اعزامي را مظلومانه در بيمارستان سرمي بريدند و سرها را به ديوار ميخ مي کردند و پاها و کمر را شکسته و بدن ها را بريده و قطع و به آتش مي کشيدند. شهيد بيگلو مشتاقانه بسوي پاوه هجرت و در بهار 58 در کنار شهيد والا مقام دکتر چمران تجربيات تازه اي در جنگ کوهستاني آموخت . در عمليات بيت المقدس شرکت فعال داشت و در جفير و کوشک شرکت و بر اثر اصابت ترکش خمپاره زخمي مي شود. سردار رشيد اسلام شهيد والامقام محمد بيگلو براي قرب الهي و انجام وظيفه اسلامي اش و به حکم تکليف در تابستان 61 دختر مومنه اي را به عقد خود در آورد و 27 روز پس از ازدواج به سوي ميدانهاي رزم و نبرد با دشمنان بعثي شتافت که در تاريخ 24/4/1361 در جبهه شلمچه نداي حق را لبيک گفت و به درجه عظماي شهادت نائل آمد و نام پرآوازه و بلند او در تاريخ رشادت هاي مردان رشيد و دلاور اسلام و انقلاب گيلان و ايران ثبت گرديد.
 
 
سردار شهید داوود حق وردیان
 
 
پاسدار شهيد داود حق ورديان در پانزدهمين روز بهار سال هزاز و سيصد و چهل و يک ، همزمان باروئيدن جوانه ها و بهار گلها ، در دامان پدر و مادري مومن و ترک زبان در شهرستان منجيل متولد شد . تولد داود گرما بخش خانواده گرديد و همانند نگيني در محفل خانواده مي درخشيد . رشد و نمو دوران نونهالي او همراه با کسب تحصيل دوران ابتدايي در زادگاهش سپري شد ، اما بنا به موقعيت شغلي پدر به رشت عزيمت نمود. و دوران تحصيلات راهنمايي تا دبيرستان را در شهرستان رشت سپري کرد. داود قبل از اينکه به دوران بلوغ شرعي برسد احکام و مسائل ديني را بر خود واجب مي دانست و همواره خود را مقيد به رعايت آن مي نمود و چون از صفات پسنديده اي برخوردار بود ، ذره اي ريا و تظاهر در وي راه نمي يافت و از حق و حقيقت در هر شرايطي طرفداري ميکرد . مادرگرامي اش مي فرمايد : ((داود در ميان بچه هاي من يک چيز ديگري بود ، داود آنقدر به خدا نزديک بود و در زمان نوجواني او شبي ، خواب ديدم در عالم رويا سيدي نوراني، به من گفت اين داود تو به دنيا ماندني نيست و به زودي پر خواهد کشيد. و به همين علت ترس از دست دادن او هميشه قلبم را مي آزرد )) .  اوج نوجواني او مصادف شد، با اوج قيام مردم مسلمان عليه حکومت جور و ستم شاهي پهلوي و داود هم که با آن طبع نوجواني اش در پي فرصتي اين چنين روز شماري مي کرد با ذوق و شوقي وصف ناپذير به صفوف مردم آزاده ايران پيوست و به سبب فعاليت چشمگيري که داشت بارها تحت تعقيب ساواک قرار گرفت و يکبار نيز توسط مزدوران رژيم مدتي زنداني شد .  با پيروزي انقلاب اسلامي او نيز همانند ديگر جوانان مومن و مذهبي به حفظ و حراست از دستاوردهاي انقلاب اسلامي پرداخت . زمانيکه جهاد سازندگي نوپاي خمام شکل گرفت ، مدتي در برنامه هاي جهاد فعاليت کرد ،و با شکل گيري سپاه پاسداران در سال 59 به عضويت آن درآمد و در حفاظت فرودگاه رشت ، سپاه پاوه ، فرماندهي عمليات سپاه لنگرود و نيز در سرکوبي منافقين و اشرارو در وقايع بندر انزلي که توسط مزدوران داخلي و سر سپردگان رژيم طاغوت بر پا شده بود، داود با آموزش و تعليماتي که از قبل کسب کرده بود توانست با تدبير و توان رزمي خود ، نقش ارزشمندي ايفاء نمايد ، به علت روحيه شجاعت ، تهور و بي باکي که در وي وجود داشت معمولا اکيپ هاي مقابله با گروهکهاي ملحد و مفسد به ايشان سپرده مي شدداود با توانمندي ، تدبير ، خلاقيت وداريتي که داشت در پاکسازي جنگلهاي گيلان بخصوص جنگهاي هشتپر و همچنين در خنثي سازي آشوب گروهکهاي منحرف در قائله بندر انزلي و دفاع از مردم مسلمان آمل در برابر حملات وحشيانه گروهک هاي فريب خرده استکبار جهاني با مهارت و ايثار و توانمندي فوق العاده اي درخشيد. داود به مسئله امر به معروف و نهي از منکر با همه توان خود وارد عمل مي شد در زمان رياست جمهوري بني صدر وقتي او با هواپيماي اختصاصي به گيلان سفر کرده بود مقرر شده بود شهيد حق ورديان به همراه تني چند از پاسداران حفاظت از بني صدر و هيئت همراه را بر عهده بگيرند و لذا شهيد حق ورديان وقتي وارد فرودگاه رشت شد و در کنار هواپيماي حامل رئيس جمهور زن بد حجاب (مهمان دار هواپيما) را مي بيند شديداً معترض مي شود و به فرماندهي وقت سپاه اعلام مي نمايد تا وضعيت حجاب آن زن مناسب نشود مسئوليت امنيت بني صدر را تقبل نخواهد کرد فلذا آن زن پوشش مناسب مي گيرد . با نا امن شدن مناطق کردستان و پاوه توسط گروهکهاي وابسته به استکبار جهاني مدتي در آنجا به نظام مقدس جمهوري اسلامي خدمت نمود و از ناحيه ستون فقرات و چشم و دست مجروح گرديد . شهيد حق ورديان در اسفند ماه سال 60 در کمال سادگي بر سر سفره عقد نشست و با دختري مومنه و پاسدار، زندگي مشترکش را آغاز نمود و حاصل دو ماه از زندگي مشترک او دختري است که امروز به لطف خدا از مباهات علمي و فرهنگي کشور مي باشد . شهيد بزرگوار داود حق ورديان پس از دو ماه ازدواج، مجدد راهي جبهه هاي جنوب گرديد و در مصاف با دشمنان ميهن اسلامي شجاعانه نبرد نمود و در تاريخ 9/2/1361 يعني ده روز قبل از شهدات خود تي تماس تلفني که با مادر و همسر مکرمه اش داشت پس از شنيدن مژده مادر مبني بر عطيه الهي خداوند به آنها خطاب به مادر مي گويد :« اما من مژده بزرگتري براي شما دارم که ده روز ديگر موعد آن فرا مي رسد » تاريخ شهادتش را به خانواده اش اعلام نمود و سر انجام در روز يکشنبه 19/ 2/ 1361 در خرمشهر بر اثر اصابت گلوله دشمن بعثي از ناحيه دست چپ و پشت مجروح و در عنفوان جواني نداي حق را لبيک گفت و به عرشيان پيوست . پيکر مطهر شهيد حق ورديان پس از تشيع باشکوه امت حزب الله رشت در گلزار شهداي رشت ماوا گرفت.
 
 
سردار شهید حسن رضوان خواه
 
 
شهيد حسن رضوانخواه در اول مهر ماه سال هزار و سيصد و چهل و چهار دريک خانواده مسلمان و مذهبي در دهستان گلسفيد شهرستان لنگرود ديده به جهان گشود . تحصيلات ابتدايي و راهنمايي را در دهستان گلسفيد با موفقيت کامل پشت سر گذاشت و به دليل علاقه شديد به رشته مهندسي عمران و آرزوي تحصيلات عالي در رشته مورد علاقه خود در مقطع متوسطه رشته فني راه و ساختمان را انتخاب نمود . با پيروزي جمهوري اسلامي وي وارد سن نوجواني شده بود و براي حفط و حراست از نظام مقدس انقلاب اسلامي ابتدا وارد بسيج سپاه شد و در آنجا تلاش و فعاليت مي نمود. سال دوم دبيرستان او مصادف با شروع جنگ تحميلي دشمن بعث عراق بود . شهيد حسن رضوانخواه که جواني متعهد دلاور و با ايمان بود ، براي دفاع از کيان امت اسلامي و پايداري از نظام مقدس انقلاب اسلامي درس و مدرسه را با همه عشق و علاقه رها مي کند و جزو اولين پيش قراول بسيجي وارد منطقه عملياتي سر پل ذهاب مي شود . در حاليکه فاقد تجهيزات نظامي بودند ، ليکن اين رزمنده غيور و شجاع اسلام دليرانه با کمترين امکانات جنگي از ميهن اسلامي پاسداري و دفاع نمود.     حسن رضوان خواه در سال 1360 به عضويت سپاه پاسداران شهرستان لنگرود درآمد و لباس سبز را بر قامت رشيد خود کرد و بر قامت زمانه ايستاد . و دوره هاي ويژه آموزش نظامي را سپري کرد . نخست به عنوان مسئول گشت و مدتي هم مسئوليت يگان حفاظت به عهده اش گذاشته شد. شهيد رضوانخواه بخاطر لياقت و شايستگي و تهور و چابکي که داشت به عنوان مسئول عمليات سپاه پاسداران شهرستان لنگرود انتخاب شد . همچنين در سمت مسئول آموزش و اطلاعات مدتي خدمت کرد. سپس مسئوليت جانشين گردان رزمي لشکر 25 کربلا را بر عهده گرفت و پس از شش ماه رشادت و دلاوري و نبرد پاسداري در اين پست به عنوان جانشين گردان رزمي حضرت رسول (ص) لشکر 25 کربلا معرفي شد . پس از تفکيک سپاه ناحيه سه گيلان و مازندران و تشکيل تيپ ويژه قدس از طرف سپاه پاسداران گيلان ، شهيد رضوانخواه به فرماندهي گردان کميل تيپ ويژه قدس گيلان معرفي شد . سرانجام اين فرمانده شجاع 21 ساله که سرشار از شوق شهادت و وصال معبودش بود در10/6/65 در عمليات کربلاي 2 در منطقه عمومي حاج عمران به مقام والاي شهادت نا ئل شدو به رهروان امام حسين (ع) پيوست و سعادتمند در دو جهان گرديد.
 
 
سردار شهید محمد اصغری خواه
 
 
شهيد بزرگوار محمد اصغریخواه در تاريخ 2/3/1340 در روستاي فتيده شهرستان لنگرود در يک خانواده مستضعف ولي متدين و مذهبي پا به عرصه وجود نهاد . تعليم و تربيت محمد، در خانواده اي مومن متعهد و متقي از همان اوان کود کي فطرت خدا جويي و عشق به ائمه اطهار (ع) در وجودش ريشه دوانيد . تحصيلات ابتدايي و راهنمايي را در زادگاهش پشت سر نهاد و متوسطه را در شهرستان لنگرود با نمرات عالي سپري کرد و براي ادامه تحصيل در کنکور شرکت نمود و دو مرحله در دانشگاه امام حسين ( ع ) پذيرفته شد ولي با توجه به نياز زمان حضور در جبهه را ارجح به حضور در دانشگاه دانست . شهيد اصغريخواه تحصيلات دبيرستان را در مدرسه ملي مهدوي گذراند که توسط روحانيون اداره مي شد و به همين علت روح آزادي خواهي از همان زمان تحصيل در او تعالي پيدا کرد و در جلسات مخفيانه روحانيون مبارز که در روستاي فتيده ولنگرود برگزار مي گرديد شرکت مي کرد و تواننست زمينه فعاليت جوانان را بر عليه حکومت طاغوت فراهم نمايد . او که براي رسيدن به آزادي و برقراري حکومت اسلامي دست از جان شسته بود هر روز با غسل شهادت پا به بيرون از خانه مي گذاشت و در تظاهرات عليه طاغوت شرکت مي کرد. " محمد " انساني با تقوا ، متواضع ، متعهد ، قاطع ، مخلص ، مدير و مدبر بود، ايشان در مواجه با هر چيزي سعي مي کرد با تعقل و تدبر برخورد کند و تابع احساسات زود گذر نباشد . بعد از پيروزي انقلاب اسلامي و براي حفظ دستاوردهاي آن ابتدا در کميته انقلاب اسلامي شروع به فعاليت کرد و با تشکيل سپاه لنگرود جذب سپاه شد و تلاشي بي امان نمود، بويژه در اوايل پيروزي که اوج شيطنت گري نوچه هاي آمريکا و دشمنان قسم خورده انقلاب بود، در سرکوبي آنان و پاک سازي شهرستان لنگرود و روستاي تابعه تلاش بسيار کرد .محمد، مدتي مسئول عمليات سپاه و مدتي هم فرماندهي بسيج را بر عهده گرفت. و زحمات زيادي را براي حفظ و حراست و پاسداري از نظام مقدس جمهوري اسلامي متحمل مي شد و بلکه بر خود تحمل آن مشکلات را تکليف مي دانست و مصداق اشداء علي الکفار و رحماء بينهم بود. سال 59 به سنت دير پاي محمدي (ص ) گردن نهاد و از بستان او دو گل (1 پسر و 1 دختر ) به ثمر نشست، به لطف خدا اين عزيزان امروز از مباهات و فخر کشور اسلامي ما مي باشند .شهيد بزرگوار با خداوند تبارک و تعالي خود وو نيز با خانواده اش پيمان بسته بود براي نابودي دشمنان اسلام تا آخرين لحظه حيات خويش بکوشد . با شروع جنگ تحميلي بارها و بارها به ميادين نبرد با دشمن کافر بعثي عزيمت نمود و مردانه در عمليات :ثامن الائمه ، فتح المبين ، بيت المقدس ، رمضان ، کربلاي 5و4 ، نصر 4 جنگيد و از خود دلاوري و رشادت زيادي بجا گذاشت . مديريت و توانمندي او باعث شده بود که فرماندهي گردانهاي امام حسين (ع) امام رضا (ع) و کميل در زمانهاي مختلف به وي سپرده شود و حتي پس از عمليات به علت موج گرفتگي شديد مدتي نتوانست در جبهه حضور پيدا کند، لذا سعي کرد در امور تعليم و تربيتي شهرستان لنگرود به تربيت علوم قرآني فرزندان آن خطه بپردازد ونيز مسئوليت مانورهاي شهرستان چون (ما نور آزادي و قدس و خندق ) و مسئوليت واحد بسيج سپاه لنگرود را بر عهده بگيرد ولي روح آزاده او با اين خدمات آرام نمي گرفت . مجدد راهي جبهه هاي جنگ شد، محمد به همسر مکرمه و فرزندان دلبندش و پدر و مادر عزيزش بسيار عشق مي ورزيد ولي دفاع از اسلام و يگان اسلامي را در اولويت برنامه هاي زندگي خود قرار داده بود . او با نوشتن نامه هايي براي فرزندان خردسالش و پيش بيني روزهاي آتيه آنها که بدون حضور فيزيکي پدر سپري خواهد شد و علت ايثارگري اش و اعزام هاي مکررش به جبهه هاي نبرد و فلسفه انتخاب نام سجاد براي فرزندش ، مبارزه با ظلم و ستم ، دفاع از مظلوم ، حمايت از ولايت فقيه و اطاعت از آنو ... توصيه و تاکيد هاي فراوان داشته و پس از ماهها جنگيدن بي امان سرانجام در 9/1/ 1367 در عمليات والفجر 10 پس از وارده کردن صدمات سهمگين به دشمن بعثي عراق به درجه رفيع شهادت نائل آمد و پيکر مطهرش تا 2 سال و نيم بر بلنداي باني بنوک باقي ماند، و در مهر ماه 69 پس از تشيع با شکوه در مزار شهداي روستای فتیده لنگرود و در کنار همرزمانش بخاک سپرده شد.
 
 
سردار شهید فرهاد لاهوتی
 
 
شهید فرهاد بائوج لاهوتي در يازدهم دي ماه سال 1341 در دامن طبيعت سرسبز و زيباي کومله از توابع لنگرود از کانون گرم خانواده اي مذهبي و خداشناس ديده به جهان گشود. و در پرتو تربيت اسلامي خانواده، شالوده وجود خويش را با عشق به حضرت باريتعالي مزين نمود و با عبادت خالصانه و مراقبت اعمال و خودسازي نفس خويش را سرلوله و پشتوانه زندگي خود قرار داد و در اقامه نماز اول وقت و تلاوت قرآن و خواندن ادعيه و دعا سماجت و استمراري خاص داشت . تحصيلات دوران ابتدايي تا دبيرستان را در مدارس کومله سپري کرد و براي ادامه تحصيل وارد دانشگاه تربيت معلم آستارا گرديد تا از اين سنگر اداي به تکليف در مقابل اسلام و انقلاب کرده باشد . ايرج از جمله جوانان مسلماني بود که به استفاده از اوقات عمر و وقت و زمان ارزش و احترام قائل بود، نمي توانست نسبت به سرنوشت خود و ديگران بي خيال باشد . با شکل گيري بسيج به عضويت آن درآمد و شب روز در بسيج تلاش و خدمت نمود. با آغاز جنگ تحميلي دشمن بعثي، مردانه براي دفاع از ميهن اسلامي شتافت وبا ليا قت و شايستگي که از خود نشان داد، مسئوليت گردان هاي (حمزه سيدالشهداء و سلمان) از لشکر 16قدس گيلان را عهده دار شد و در عملياتهاي (کربلاي2 وکربلاي5 ) نيز حضوري و چشمگير داشت. ايرج براي کامل کردن دينش تصميم گرفت به سنت حضرت محمدي(ص) پيمان عقد و ازدواج نمايد و15 روز از ازدواج مقدسش نگذشته بود که دوباره راهي جبهه غرب کشور گرديد و از خود رشادت هاي بسيار نشان داد و سرانجام پس از آنکه25 بهار از عمرش سپري شده بود ، در تاريخ 6/6/1366 در کردستان به فيض عظيم شهادت نائل شد و شمع محفل بشريت گرديد.
 
 
سردار شهید علیرضا خلوص دهقانپور
 
 
شهيد والامقام ، سرتيپ دوم پاسدار ، سردار شهيد عليرضا خلوص دهقانپور در سال هزار و سيصد و سي و هشت در روستاي ازگم شهرستان صومعه سرا از يک خانوادهً مذهبي چشم به جهان گشود . وي ضمن تحصيل جهت کمک به خانواده در امر کشاورزي زحمات طاقت فرسايي را متحمل مي شد تا باري از دوش خانواده بردارد . عليرضا از همان دوران نوجواني پر جنب وجوش و چابک و نيرومند و در عين حال بسيار موًدب و مقيد به مباني حيات بخش اسلام بود . اين جوان دلاور اسلام ، در دوران حيات پر بارش هر گاه در گوشه و کنار کشور احساس نياز به حضورش مي کرد، بدون درنگ در آنجا حاضر وبا ايثار جان نقش آفريني مي کرد . ايشان در دوران مبارزه مردم مسلمان ايران، با حکام زور و ستم نقش بسزايي داشت . و در زمان تحرکات سر سپردگان شرق و غرب علي الخصوص گروهک منافقين با حضور شجاعانه خود عرصه را برآنان تنگ کرد و خاري در چشم دشمنان قسم خورده اين آب و خاک بود . با آغاز جنگ تحميلي دشمنان بعثي ، پس از فراگيري آموزشهاي رزمي و تاکتيکي لازم، راهي جبهه هاي نبرد حق عليه باطل شد . شجاعت و دلاورهاي وي در حملات نظر فرماندهان مافوق را به خود جلب کرد و به عنوان فرمانده گردان ميثم برگزيده شد وي در عمليات کربلاي 2 که( 60) شصت ساعت در معاصره دشمن قرار گرفته بودند، توانست با تهور و دلاوري و تدبير خاصي کليه نيروهاي تحت امرش را از محاصر دشمن بعثي در آورد . او در عمليات رمضان بشدت مجروح گرديد و علي رغم ميل باطني اش براي مداوا در بيمارستان بستري شد، ولي روز بعد با لباس بيمارستان و بدون رضايت پزشکان و دور از چشم کادر درمان آنجا را ترک نمود و به سوي ميعادگاه عاشقان (جبهه) شتافت . وي همانطور که در رزم با دشمن متخاصم و سرسپرده گان شرق و غرب همواره در نبرد و مبارزه بود، در تقويت ابعاد معنوي و وجودي خويش نيز با تلاوت روح بخش قرآن مجيد ، اقامه نماز اول وقت ، برپايي نماز شب ، دوستي و عشق ورزيدن به ائمه اطهار عليه السلام همتي وافر داشت . شهيد خلوص انسان خالص ، وارسته و رئوفي که کمتر حرف مي زد و بيشتر عمل مي نمود، جوان پاکي که همواره دائم الوضو بود و در بين جوانان و نوجوانان و حتي کودکان از محبوبيت و احترام ويژه اي برخودار بود و از مصاديق (( اشداء علي الکفار و رحماء بينهم )) بود که دوستان از ديدارش خشنود و شادمان و کفار از ديدنش ناخشنود و مايوس مي شدند. وي در سال 61 به سنت ديرپاي محمدي (ص) با خانواده اي مذهبي وصلت نمود که ثمره اين پيوند مقدس دو فرزند يکي پسر و ديگر منبع : ** بســـــيــــــج ســــايـــبـــــري **زندگینامه سرداران شهید استان گیلان
برچسب ها : اسلامي ,اسلام ,نمود ,شهيد ,انقلاب ,عمليات ,انقلاب اسلامي ,سردار شهید ,حضرت امام ,نظام مقدس ,جمهوري اسلامي ,مقدس جمهوري اسلامي ,شکوهمند انقلاب اس

زندگي نامه شهيد حاج محمد ابراهيم همت

:: زندگي نامه شهيد حاج محمد ابراهيم همت

به روز 12 فروردين  سال 1334 هـ.ش در شهرضا در خانواده مستضعف و متدين بدنيا آمد. او در رحم مادر بود که پدر و مادرش عازم کربلاي معلي و زيارت قبر سالار شهيدان و ديگر شهداي آن ديار شدند و مادر با تنفس شميم روحبخش کربلا، عطر عاشورايي را به اين امانت الهي دميد.

محمد ابراهيم در سايه محبت هاي پدر و مادر پاکدامن، وارسته و مهربانش دوران کودکي را پشت سر گذاشت و بعد وارد مدرسه شد. در دوران تحصيلش از هوش استعداد فوق العاده اي برخوردار بود و با موفقيت تمام دوران دبستان و دبيرستان را پشت سر گذاشت.

هنگام فراغت از تحصيل به ويژه در تعطيلات تابستاني با کار و تلاش فراوان مخارج شخصي خود را براي تحصيل بدست مي آورد و از اين راه به خانواده زحمتکش خود کمک قابل توجهي مي کرد. او با شور و نشاط و مهر و محبت و صميميتي که داشت به محيط گرم خانواده صفا و صميميت ديگري مي بخشيد.

پدرش از دوران کودکي او چنين مي گويد: «هنگامي که خسته از کار روزانه به خانه         برمي گشتم، مي ديدم فرزندم تمامي خستگي ها و مرارت ها را از وجودم پاک مي کرد و اگر شبي او را نمي ديديم برايم بسيار تلخ و ناگوار بود.»

اشتياق محمد ابراهيم به قرآن و فراگيري آن باعث مي شد از مادرش با اصرار بخواهد که به او قرآن ياد بدهد و او را در حفظ سوره ها کمک کند. اين علاقه تا حدي بود که از آغاز رفتن به دبيرستان توانست قرائت کتاب آسماني قرآن را کاملا فرا گيرد و برخي از سوره هاي کوچک را نيز حفظ کند.

 

دوران سربازي:

 

در سال 1352 مقطع دبيرستان را با موفقيت پشت سر گذاشت و پس از اخذ ديپلم با نمرات عالي در دانشسراي اصفهان به ادامه تحصيل پرداخت. پس از دريافت مدرک تحصيلي به سربازي رفت- به گفته خودش تلخترين دوران عمرش همان دو سال سربازي بود – در لشکر توپخانه اصفهان مسئوليت آشپزخانه را به عهده او گذاشته بودند.

ماه مبارک رمضان فرا رسيد، ابراهيم در ميان برخي از سربازان همفکر خود به ديگر سربازان پيام فرستاد که آنها هم اگر سعي کنند تمام روزهاي رمضان را روزه بگيرند، مي توانند به هنگام سحري به آشپزخانه بيايند. «ناجي» معدوم فرمانده لشکر، وقتي که از اين توصيه ابراهيم و روزه گرفتن عده اي از سربازان مطلع شد، دستور داد همه سربازان به خط شوند و همگي بدون استثناء آب بنوشند و روزه خود را باطل کنند. پس از اين جريان ابراهيم گفته بود: «اگر آن روز با چند تير مغزم را متلاشي مي کردند برايم گواراتر از اين بود که با چشمان خود ببينم که چگونه اين از خدا بيخبران فرمان مي دهند تا حرمت مقدسترين فريضه دينمان را بشکنيم و تکليف الهي را زير پا بگذاريم.»

اما اين دوسال براي شخصي چون ابراهيم چندان خالي از لطف هم نبود؛ زيرا در همين مدت توانست با برخي از جوانان روشنفکر و انقلابي مخالف رژيم ستمشاهي آشنا شود و به تعدادي از کتب ممنوعه (از نظر ساواک) دست يابد. مطالعه آن کتاب ها که مخفيانه و توسط برخي از دوستان، برايش فراهم مي شد تاثير عميق و سازنده اي در روح و جان محمد ابراهيم گذاشت و به روشنايي انديشه و انتخاب راهش کمک شاياني کرد. مطالعه همان کتاب ها و برخورد و آشنايي با بعضي از دوستان، باعث شد که ابراهيم فعاليت هاي خود را عليه رژيم ستمشاهي آغاز کند وبه روشنگري مردم و افشاي چهره طاغوت بپردازد.

 

 دوران معلمي:

 

پس از پايان دوران سربازي و بازگشت به زادگاهش شغل معلمي را برگزيد و در روستاها مشغول تدريس شد و به تعليم فرزندان اين مرز و بوم همت گماشت. ابراهيم در اين دوران نيز با تعدادي از روحانيون متعهد و انقلابي ارتباط پيدا کرد و در اثر مجالست با آنها با شخصيت حضرت امام (ره) بيشتر آشنا شد. به دنبال اين آشنايي و شناخت، سعي مي کرد تا در محيط مدرسه و کلاس درس، دانش  آموزان را با معارف اسلامي و انديشه هاي انقلابي حضرت امام(ره) و يارانش آشنا کند.

 

او در تشويق و ترغيب دانش آموزان به مطالعه و کسب بينش و آگاهي سعي و افري داشت و همين امور سبب شد که چندين نوبت از طرف ساواک به او اخطار شود. ليکن روح بزرگ و بي باک او به همه آن اخطارها بي اعتنا بود و هدف و راهش را بدون اندک تزلزلي پي مي گرفت و از تربيت شاگردان خود لحظه اي غفلت نمي ورزيد. با گسترش تدريجي انقلاب اسلامي، ابراهيم پرچمداري جوانان مبارز شهرضا را برعهده گرفت. پس از انتقال وي به شهرضا براي تدريس در مدارس شهر، ارتباطش با حوزه علميه قم برقرار شد و به طور مستمر براي گرفتن رهنمود، ملاقات با روحانيون و دريافت اعلاميه و نوار به قم رفت و آمد مي کرد.

 

سخنراني هاي پر شور و آتشين او عليه رژيم  که بدون مصلحت انديشي انجام مي شد، مأمورين رژيم را به تعقيب وي واداشته بود، به گونه اي که او شهر به شهر مي گشت تا از دستگيري در امان باشد. نخست به شهر فيروز آباد رفت و مدتي در آنجا دست به تبليغ و ارشاد مردم زد. پس از چندي به ياسوج رفت. موقعي که در صدد دستگيري وي برآمدند به دوگنبدان عزيمت کرد و سپس به اهواز رفت و در آنجا سکني گزيد. در اين دوران اقشار مختلف در اعتراض به رژيم ستمشاهي و اعمال وحشيانه اش عکس العمل نشان مي دادند و ابراهيم احساس کرد که براي سازماندهي تظاهرات بايد به شهرضا برگردد.

بعد از بازگشت به شهر خود در کشاندن مردم به خيابان ها و انجام تظاهرات عليه رژيم، فعاليت و کوشش خود را افزايش داد تا اينکه در يکي از راهپيمايي هاي پرشور مردمي، قطعنامه مهمي که يکي از بندهاي آن انحلال ساواک بود، توسط شهيد همت قرائت شد. به دنبال آن فرمان ترور و اعدام ايشان توسط فرماندار نظامي اصفهان، سرلشکر معدوم «ناجي»، صادر گرديد.

ماموران رژيم در هر فرصتي در پي آن بودند که اين فرزند شجاع و رشيد اسلام را از پاي درآورند، ولي او با تغيير لباس وقيافه، مبارزات ضد دولتي خود را دنبال مي کرد تا اين که انقلاب اسلامي به رهبري حضرت امام خميني (ره)، به پيروزي رسيد.

 

فعاليت هاي پس از پيروزي انقلاب :

شهيد هميت پس از پيروزي انقلاب در جهت ايجاد نظم و دفاع از شهر و راه اندازي کميته انقلاب اسلامي شهرضا نقش اساسي داشت. او از جمله کساني بود که سپاه شهرضا را با کمک دوتن از برادران خود و سه تن از دوستانش  تشکيل داد.

آنها با تدبير و درايت و نفوذ خانوادگي که در شهر داشتند مکاني را بعنوان مقر سپاه در اختيار گرفته و مقادير قابل توجهي سلاح از شهرباني شهر به آنجا منتقل کردند و از طريق مردم، ساير مايحتاج و نيازمنديها را رفع کردند.

 

به تدريج عناصر حزب اللهي به عضويت سپاه در آمدند و هنگامي که مجموعه سپاه سازمان پيدا کرد، او مسئوليت روابط عمومي سپاه را به عهده داشت.

به همت شهيد بزرگوار و فعاليت هاي شبانه روزي برادران پاسدار در سال 58، ياغيان و اشرار اطراف شهرضا که به آزار و اذيت مردم مي پرداختند، دستگير و به دادگاه انقلاب اسلامي، تحويل داده شدند و شهر از لوث وجود افراد شرور و قاچاقچي پاکسازي گرديد.

از کارهاي اساسي ايشان در اين مقطع، سامان بخشيدن به فعاليتهاي فرهنگي، تبليغي منطقه بود که درآگاه ساختن جوانان وايجاد شور انقلابي تاثير بسزايي داشت.

اواخر سال 58 برحسب ضرورت و به دليل تجربيات گرانبهاي او در زمينه امور فرهنگي به خرمشهر و سپس به بندر چابهار و کنارک (در استان سيستان و بلوچستان) عزيمت کرد و به فعاليت هاي گسترده فرهنگي پرداخت.

 

نقش شهيد در کردستان و مقابله با ضد انقلاب:

 

شهيد همت در خرداد سال 1359 به منطقه کردستان که بخش هايي از آن در چنگال گروهکهاي مزدور گرفتار شده بود، اعزام گرديد. ايشان با توکل به خدا و عزمي راسخ مبازره بي امان و همه جانبه اي را عليه عوامل استکبار جهاني و گروهکهاي خود فروخته در کردستان شروع کرد و هر روز عرصه را بر آنها تنگتر مي نمود. از طرفي در جهت جذب مردم محروم کُرد و رفع مشکلات آنان به سهم خود تلاش داشت و براي مقابله با فقر فرهنگي منطقه اهتمام چشمگيري از خود نشان مي داد تا جايي که هنگام ترک آنجا، مردم منطقه گريه مي کردند و حتي تحصن نموده و نمي خواستند از اين بزرگوار جدا شوند.

رشادت هاي او در برخورد با گروهک هاي ياغي قابل تحسين و ستايش است. براساس آماري که از يادداشت هاي آن شهيد به دست آمده است، سپاه پاسداران پاوه از مهر 59 تا ديماه 60 (بافرماندهي مدبرانه او) عمليات موفق در خصوص پاکسازي روستاها از وجود اشرار، آزاد سازي ارتفاعات و درگيري با نيروهاي ارتش بعث داشته است.

 

شهيد همت و دفاع مقدس:

پس از شروع جنگ تحميلي از سوي رژيم متجاوز عراق، شهيد هميت به صحنه کارزار وارد شد و در طي ساليان حضور در جبهه هاي نبرد، خدمات شايان توجهي برجاي گذاشت و افتخارها آفريد.

او و سردار رشيد اسلام، حاج احمد متوسليان، به دستور فرماندهي محترم کل سپاه ماموريت يافتند ضمن اعزام به جبهه جنوب، تيپ محمد رسول الله (ص) را تشکيل دهند.

 

در عمليات سراسري فتح المبين، مسئوليت قسمتي از کل عمليات به عهده اين سردار دلاور بود. موفقيت عمليات در منطقه کوهستاني «شاوريه» مرهون ايثار و تلاش اين سردار بزرگ و همرزمان اوست.

شهيد  همت در عمليات پيروزمند بيت المقدس در سمت معاونت تيپ محمد رسول الله (ص) فعاليت و تلاش تحصين برانگيزي را در شکستن محاصره جاده شلمچه – خرمشهر انجام داد و به حق مي توان گفت که او  و يگان تحت امرش سهم بسزايي در فتح خرمشهر داشته اند و با اينکه منطقه عملياتي دشت بود، شهيد حاج همت با استفاده از بهترين تدبير نظامي به نحو مطلوبي فرماندهي کرد.

در سال 1361 با توجه به شعله ور شدن آتش فتنه و جنگ در جنوب لبنان به منظور ياري رساندن به مردم مسلمان و مظلوم لبنان که مورد هجوم ناجوانمردانه رژيم صهيونيستي قرار گرفته بود راهي آن ديار شد و پس از دو ماه حضور در اين خطه به ميهن اسلامي بازگشت و در محور جنگ و جهاد قرار گرفت.

با شروع عمليات رمضان در تاريخ 23/4/1361 در منطقه «شرق بصره» فرماندهي تيپ 27 حضرت رسول اکرم (ص) را بر عهده گرفت و بعدها با ارتقاي اين يگان به لشکر، تا زمان شهادتش در سمت فرماندهي انجام وظيفه نمود. پس از آن در عمليات مسلم بن عقيل و محرم – که او فرمانده قرارگاه ظفر بود – سلحشورانه با دشمن زبون جنگيد. در عمليات والفجر مقدماتي بود که شهيد حاج همت، مسئوليت سپاه يازدهم قدر را که شامل لشکر 27 حضرت محمد رسول الله (ص)، لشکر 31 عاشورا، لشکر 5 نصر و تيپ 10 سيد الشهدا(ع) بود، بر عهده گرفت.

 

سرعت عمل و صلابت رزمندگان لشکر 27 تحت فرماندهي ايشان در عمليات والفجر 4 و تصرف ارتفاعات کاني مانگاه در آن مقاطع از خاطره ها محو نمي شود.

صلابت، اقتدار و استقامت فراموش نشدني اين شهيد و الامقام و رزمندگان لشکر محمد رسول الله (ص) در جريان عمليات خيبر در منطقه طلائيه و تصرف جزاير مجنون و حفظ آن با وجود پاتک هاي شديد دشمن، از افتخارات تاريخ جنگ محسوب مي گردد.

مقاومت و پايداري آنان در اين جزاير به قدري تحسين بر انگيز بود که حتي فرمانده سپاه سوم عراق در يکي از اظهاراتش گفته بود:

«... ما آنقدر آتش بر جزاير مجنون فرو ريختيم و آنچنان آنجا را بمباران شديد نموديم که از جزاير مجنون جز تلي از خاکستر چيز ديگري باقي نيست!»

اما شهيد همت بدون هراس و ترس از دشمن و با وجود بي خوابي هاي مکرر همچنان به اداي تکليف و اجراي فرمان حضرت امام خميني (ره) مبني بر حفظ جزاير مي انديشيد و خطاب به برادران بسيجي مي گفت:

«برادران، امروز مساله ما، مساله اسلام و حفظ و حراست از حريم قرآن است. بدون ترديد يا همه بايد پرچم سرخ عاشورايي حسين (ع) را به دوش کشيم و قداست مکتبمان، مملکت و ناموسمان را پاسداري و حراست کنيم و با گوشت و خون به حفظ جزيره، همت نماييم، يا اينکه پرچم ذلت و تسليم را در مقابل دشمنان خدا بالا ببريم و اين ننگ و بدبختي را به دامن مطهر اعتقادمان روا داريم ،که اطمينان دارم شما طالبان حريت و شرف هستيد، نه ننگ و بدنامي.»

 

  ويژگي هاي برجسته شهيد:

 

او عارفي وارسته، ايثارگري سلحشور و اسوه اي براي ديگران بودکه جز خدا به چيز ديگري نمي انديشيد و به عشق رسيدن به هدف متعالي و کسب رضاي خدا و حضرت احديت، شب و روز تلاش مي کرد و سخت ترين و مشکل ترين مسئوليت هاي نظامي را با کمال خوشرويي و اشتياق و آرامش خاطر مي پذيرفت.

سردار سرلشکر رحيم صفوي فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامي درباره وي چنين مي گويد:

«او انساني بود که براي خدا کار مي کرد و اخلاص در عمل از ويژگي هاي بارز او بود، ايشان يکي از افراد درجه اولي بود که هميشه ماموريت هاي سنگين بر عهده اش قرار داشت. حاج همت مثل مالک اشتر بود که با خضوع و خشوعي که در مقابل خدا و در برابر دلاورمردان بسيجي داشت، در مقابله با دشمن همچون شيري غرّان از مصاديق «اشداء علي الکفار، رحماء بينهم» بود. همت کسي بودکه براي اين انقلاب همه چيز خودش را فدا کرد و از زندگيش گذشت. او واقعاً به امر ولايت اعتقاد کامل داشت و حاضر بود در اين راه جان بدهد، که عاقبت هم چنين کرد. هميشه سفارش مي کرد که دستورات را بايد موبه مو اجرا کرد. وقتي دستوري هر چند خلاف نظرش به وي ابلاغ مي شد، از آن دفاع مي کرد. ابراهيم از زمان طفوليت، روحي لطيف ،عبادي و نيايشگر داشت.»

پدر بزرگوارش مي گويد:

«محمد ابراهيم از سن 10 سالگي تا لحظه شهادت در تمام فراز و نشيب هاي سياسي و نظامي، هرگز نمازش ترک نشد. روزي از يک سفر طولاني و خسته کننده به منزل بازگشت. پس از استراحت مختصر، شب فرا رسيد. ابراهيم آن شب را به همه خستگي هايش تا پگاه، به نماز و نيايش ايستاد ووقتي مادرش او را به استراحت سفارش نمود، گفت: مادر! حال عجيبي داشتم. اي کاش به سراغم نمي آمدي و آن حالت زيباي روحاني را از من نمي گرفتي.»

اين انسان پارسا تا آخرين لحظات حيات خود، دست از دعا و نيايش بر نداشت. نماز اول وقت را بر همه چيز مقدم مي شمرد و قرآن و توسل برنامه روزانه او بود. او به راستي همه چيز را فداي انقلاب کرده بود. آن چيزي که براي او مطرح نبود خواب و خوراک و استراحت بود. هر زمان که براي ديدار خانواده اش به شهرضا مي رفت، در آنجا لحظه اي از گره گشايي مشکلات و گرفتاري هاي مردم باز نمي ايستاد و دائماً در انديشه انجام خدمتي به خلق الله بود.

شهيد همت آنچنان با جبهه و جنگ عجين شده بود که در طول حيات نظامي خود فرزند بزرگش را فقط شش بار و فرزند کوچکتر خود را تنها يکبار در آغوش گرفته بود.

 

او بسان شمع مي سوخت و چونان چشمه ساران در حال جوشش بود و يک آن از تحرک باز نمي ايستاد. روحيه ايثار و استقامت او شگفت انگيز بود. حتي جيره و سهميه لباس خود را به ديگران مي بخشيد و با همان کم، قانع بود و در پاسخ کساني که مي پرسيدند چرا لباس خود را که به آن نيازمند بودي، بخشيدي؟ مي گفت: «من پنج سال است که يک اورکت دارم و هنوز قابل استفاده است!»

او فرماندهي مدير و مدبر بود. قدرت عجيبي در مديريت داشت. آن هم يک مديريت سالم در اداره کارها و نيروها. با وجود آنکه به مسائل عاطفي و نيز اصول مديريت احترام مي گذاشت و عمل مي کرد، در عين حال هنگام فرماندهي قاطع بود. او نيروهاي تحت امر خود را خوب توجيه مي کرد و نظارت و پيگيري خوبي نيزداشت . کسي را که در انجام دستورات کوتاهي  مي نمود بازخواست مي کرد و کسي را که خوب عمل مي کرد تشويق مي نمود.

بينش سياسي بُعد ديگري از شخصيت والاي او به شمار مي رفت. به مسائل لبنان و فلسطين و ساير کشورهاي اسلامي بسيار مي انديشيد و آنچنان از اوضاع آنجا مطلع بود که گويي ساليان درازي در آن سامان با دشمنان خدا و رسول(ص) در ستيز بوده است. او با وجود مشغله فراوان از مطالعه غافل نبود و نسبت به مسائل سياسي روز شناخت وسيعي داشت.

از ويژگي هاي اخلاقي شهيد همت برخورد دوستانه او با بسيجيان جان برکف بود. به بسيجيان عشق مي ورزيد و همواره در سخنانش از اين مجاهدان مخلص تمجيد و قدرشناسي مي کرد. «من خاک پاي بسيجيان هم نمي شوم.اي کاش من يک بسيجي بودم و در سنگر نبرد از آنان جدا نمي شدم.»

وقتي در سنگر هاي نبرد، غذاي گرم براي شهيد همت مي آوردند سوال مي کرد: آيا نيروهاي خط مقدم و ديگر اعضاي همرزممان در سنگرها همين غذا را مي خورند يا خير؟ و تا مطمئن نمي شد دست به غذا نمي زد.

شهيد همت همواره براي رعايت حقوق بسيجيان به مسئولان امر تاکيد و توصيه داشت. او که از روحيه ايثار و استقامت کم نظيري برخوردار بود، با برخوردها و صفات اخلاقي اش در واقع معلمي نمونه و سرمشقي خوب براي پاسداران و بسيجيان بود و خود به آنچه مي گفت، عمل مي کرد. عشق و علاقه نيروها به او نيز از همين راز سرچشمه مي گرفت. براي شهيد همت مطرح نبود که چکاره است، فرمانده است يا نه. همت يک رزمنده بود، همت هم مرد جنگ بود و هم معلمي وارسته.

 

نحوه شهادت:

 

شهيد همت در جريان عمليات خيبر به برادران گفته بود: «بايد مقاومت کرده و مانع از بازپسگيري مناطق تصرف شده، توسط دشمن شد. يا همه اينجا شهيد مي شويم و يا جزيره مجنون را نگه مي داريم.»

 

رزمندگان لشکر نيز با تمام توان در برابر دشمن مردانه ايستادگي کردند. حاجي جلو رفته بود تا وضع جبهه توحيد را از نزديک بررسي کند، که گلوله توپ در نزديکي اش اصابت مي کند و اين سردار دلاور به همراه معاونش، شهيد اکبر زجاجي، دعوت حق را لبيک گفتند و سرانجام در 24 اسفند سال 62 در عمليات خيبر به لقاء خداوند شتافتند.

منبع : ** بســـــيــــــج ســــايـــبـــــري **زندگي نامه شهيد حاج محمد ابراهيم همت
برچسب ها : شهيد ,ابراهيم ,عمليات ,سپاه ,انقلاب ,دوران ,محمد ابراهيم ,رسول الله ,حضرت امام ,محمد رسول ,عمليات خيبر

بزرگ‌ترین فتنه آخرالزّمان

:: بزرگ‌ترین فتنه آخرالزّمان
امام زمان(عج)

 

 

خطر دجّال برای جوامع بشری چنان گسترده و ویرانگر است که همة پیامبران الهی دربارة آن هشدار داده و پیروان خود را از او برحذر داشته‌اند. پیامبر گرامی اسلام در این زمینه می‌فرماید: «هیچ پیامبری نبوده است مگر اینکه پیروانش را از دجّال بر حذر داشته است».

اشاره:

در روایات اسلامی، به ویژه روایاتی که به طریق اهل‌سنّت از پیامبر گرامی اسلام صلی‌الله‌علیه‌و‌آله نقل شده از فتنه‌ای سخن به میان آمده که به تعبیر روایات بزرگ‌ترین فتنة آخرالزّمان است و از آغاز آفرینش آدم تا روز قیامت فتنه‌ای به مانند آن نیامده است. از این رویداد بزرگ و فتنة سهمگین در روایات به «خروج دجّال» تعبیر شده است.

با وجود آنکه روایات فراوانی در زمینة ویژگی‌های دجّال و اعمال و رفتار او نقل شده است،1 ولی باید اعتراف کرد که درک همة وجوه این موضوع به راحتی امکان‌پذیر نیست و نمی‌توان به تصویری کامل و بدون ابهام از این پدیدة عجیب و بی‌مانند دست یافت. با این حال، با توجّه به ضرورت شناخت این رویداد آخرالزّمانی و اهمیّت آماده شدن برای رویارویی با این فتنة جهان‌گستر، در این مقاله با بهره‌گیری از روایات به تبیین برخی از وجوه فتنة دجّال می‌پردازیم.

 

1. معنا و مفهوم دجّال

«دجّال» بر وزن فعّال صیغة مبالغه است که در ادبیات عرب برای دلالت بر زیادی انجام کار از سوی فاعل به کار می‌رود. در کتاب‌های لغت، احتمال‌های متعددی برای ریشه و معنای این واژه مطرح شده است که در اینجا به برخی از آنها اشاره می‌کنیم:

الف) واژة دجّال از «دُجَیل» به معنای «قَطْران»2 گرفته شده است، گفتنی است اعراب در گذشته، بدن شتران خود را برای پوشاندن عیوب آنها با ماده سیاه‌رنگی به نام قطران می‌پوشاندند و در عرف عرب به پوشاندن کامل بدن شتر با این ماده «تَدجیل» می‌گفتند. از آنجا که دجّال نیز چون قطران سراسر زمین را می‌پوشاند، از او با این عنوان یاد می‌شود.

ب) واژة یاد شده از «دَجْل» به معنای «دروغ»و «فریب» مشتق شده و دلیل نام‌گذاری دجّال به این نام این است که او ادّعای پروردگاری می‌کند و این کار از بزرگ‌ترین دروغ‌هاست.

ج) ریشة لغت دجّال، «دَجْل»، به معنای «در نوردیدن» است و از این رو این نام به دجّال اطلاق می‌شود که او بیشتر مناطق جهان را درمی‌نوردد و تحت سلطة خود درمی‌آورد.

د) دجّال از «تَدجیل» به معنای «پوشاندن» ریشه گرفته است و به این دلیل دجّال را با این نام می‌خوانند که او با کفرش مردم را می‌پوشاند یا زمین را با فراوانی لشکریانش می‌پوشاند یا اینکه حق را با باطل می‌پوشاند.

هـ‍) این واژه از «تَدجیل» گرفته شده که به معنای «زراندود کردن» برای فریب است. بنابر این قول، دلیل نام‌گذاری دجّال به این نام این است که او با دروغ و نیرنگ خود و همچنین با بیان کردن خلاف آنچه در دل دارد، باطل را حق جلوه می‌دهد و موجب فریب مردم می‌شود.

خطر دجّال برای جوامع بشری چنان گسترده و ویرانگر است که همة پیامبران الهی دربارة آن هشدار داده و پیروان خود را از او برحذر داشته‌اند.

و) لغت دجّال از «دُجال» به معنای «طلا» یا «آب طلا» مشتق شده است؛ چون دجّال در هر جا که قدم می‌گذارد گنج‌های طلا نیز با او همراه است.

ز) ریشة این لغت «دَجّاله» به معنای «گروه بزرگ هم‌سفران» است و به این دلیل دجّال را به این اسم نام‌گذاری کرده‌اند که او سراسر زمین را با هواداران فراوان خود می‌پوشاند.

ح) این واژه از لغت «دَجال» به معنای «سرگین»، گرفته شده است؛ زیرا دجّال نیز مانند سرگین گسترة زمین را با اعمال خود آلوده می‌کند.3

مؤلف لغت‌نامة «تاج العروس» پس از نقل اقوال یاد شده می‌نویسد: «...بهترین وجه آن است که گفت: دجّال به معنای بسیار دروغ‌گوست و دروغ او سحر، فریب، تهمت، حق‌پوشی و اظهار مطالبی است که در دل او وجود ندارد».4

 

امام زمان (عج)

2. دجّال در روایات

با نگاهی اجمالی به مجموعه روایت‌هایی که در زمینة خروج دجّال و رویدادهای وابسته به آن نقل شده است، با موضوع‌ها و سرفصل‌های متعدّدی روبه‌رو می شویم که بررسی کامل همة آنها نیازمند پژوهشی ژرف و گسترده است. در این مجال اندک، برخی از این موضوع‌ها و سرفصل‌ها را بررسی می‌کنیم.

الف) حتمی بودن خروج دجّال: در روایات متعدّدی بر گریزناپذیر بودن خروج دجّال، به عنوان یکی از رویدادهای آخرالزّمان یا نشانه‌های قیامت، تأکید شده است. از جمله در روایتی که امیرمؤمنان علی علیه‌السلام از پیامبر گرامی اسلام نقل می‌کند، می‌خوانیم: «پیش از ساعت [قیامت] ده رویداد گریزناپذیر است: [خروج] سفیانی، [خروج] دجّال و...».6

در برخی روایات حتمی بودن خروج دجّال به مانند حتمی بودن ظهور امام مهدی علیه‌السلام دانسته شده و انکار آن کفر به شمار آمده است. از آن جمله می‌توان به روایت نبوی زیر اشاره کرد: «هر کس خروج مهدی را منکر شود به آنچه بر محمّد نازل گشته، کافر شده است و هر کس نزول عیسی را منکر شود کافر شده و هر کس خروج دجّال را انکار کند، کافر شده است».7

ب) بزرگی فتنة دجّال: در بسیاری روایات بر این موضوع تأکید شده که فتنة دجّال، فتنه‌ای بزرگ و بی‌مانند است. براساس یکی از این روایات، پیامبر اعظم در یکی از خطبه‌های خود می‌فرماید:

«ای مردم! بر روی زمین فتنه‌ای بزرگ‌تر از فتنه دجّال نبوده است، خدای تعالی هیچ پیامبری را برانگیخته، مگر اینکه امّتش را از او برحذر داشته است».8

در روایت دیگری، در همین زمینه از پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله چنین روایت شده است: «از آفرینش آدم ـ درود خدا بر او باد ـ تا برپایی قیامت، امری بزرگ‌تر از دجّال نبوده است».9

ج) هشدار همة پیامبران دربارة خروج دجّال: خطر دجّال برای جوامع بشری چنان گسترده و ویرانگر است که همة پیامبران الهی دربارة آن هشدار داده و پیروان خود را از او برحذر داشته‌اند. پیامبر گرامی اسلام در این زمینه می‌فرماید: «هیچ پیامبری نبوده است مگر اینکه پیروانش را از دجّال بر حذر داشته است».10

واژة یاد شده از «دَجْل» به معنای «دروغ»و «فریب» مشتق شده و دلیل نام‌گذاری دجّال به این نام این است که او ادّعای پروردگاری می‌کند و این کار از بزرگ‌ترین دروغ‌هاست.

د) ضرورت پناه بردن به خدا از شرّ دجّال: در روایات فراوانی بر ضرورت پناه بردن به خدا از شرّ فتنة دجّال سفارش شده است. از جمله در روایتی، از پیامبر گرامی اسلام صلی‌الله‌علیه‌و‌آله چنین نقل شده است: «هر یک از شما هنگامی که از تشهّد پایانی فارغ شدید، باید که از چهار چیز [به خدا] پناه برید: از عذاب جهنّم، از عذاب قبر، از فتنه زمان زندگی و مرگ و از شرّ مسیح دجّال».11

در برخی روایات نیز توصیه‌هایی برای در امان ماندن از شرّ فتنه دجّال شده است، از جمله در یکی از روایات نبوی می‌خوانیم: «هر کس ده آیة ابتدایی سورة کهف را حفظ کند، از فتنة دجّال در امان می‌ماند.12

ه‍) آثار شیعی دجال ندارند :پیش از بررسی ویژگی‌هایی که در روایات برای دجّال برشمرده شده، لازم است یادآور شویم که در منابع روایی شیعه برخلاف منابع اهل سنّت، کمتر به موضوع دجّال پرداخته شده است تا آنجا که در کتاب‌هایی مانند «الکافی» ثقةالاسلام کلینی رحمه‌الله، کتاب «الغیبة» نعمانی رحمه‌الله و «الإرشاد» شیخ مفید رحمه‌الله که در آنها روایات فراوانی در مورد نشانه‌های ظهور نقل شده، حتی یک روایت هم دربارة دجّال نیامده است و مجموع روایاتی که در «کمال‌الدّین و تمام النّعمه» شیخ صدوق رحمه‌الله و کتاب «الغیبة» شیخ طوسی رحمه‌الله دراین‌باره نقل شده است، به ده مورد هم نمی‌رسد. افزون بر این، بیشتر روایت‌هایی که از طریق اهل سنّت دربارة دجّال و ویژگی‌های او نقل شده گرفتار ضعف سند یا افسانه پردازی و بیان مطالب عجیب و غریب و دور از ذهن است.

و) دجال رمزی: با توجّه به مطالب یاد شده، برخی از نویسندگان معاصر، در اصل وجود دجّال یا ویژگی‌های او تردید کرده و در نهایت معتقد به رمزی و کنایه‌ای بودن ویژگی‌های دجّال و انطباق نداشتن این ویژگی‌ها بر شخص یا موجود معین و مشخص شده‌اند. سید محمّد صدر، پس از آنکه دوازده ویژگی دجّال را با استفاده از روایات برمی‌شمارد، در بررسی این ویژگی‌ها می‌نویسد: «بی‌تردید در اینکه اگر از مفاهیم رمزی و کنایی این عبارات صرف نظر کنیم هیچ یک از آنها را نمی‌توانیم بپذیریم و نمی‌شود آنها را صحیح دانست؛ زیرا از نظر ضوابط سندی اکثر آنها اخبار واحدی می‌باشند که قابل اعتماد نیستند و اگر از ضوابط سندی نیز صرف نظر کنیم می‌بینم که در این روایات مطالبی اعجاز آمیز به دجال نسبت داده شده است. با اینکه وی شخصی کافر و سرکش و طاغی است و قبلاً گفتیم که صدور معجزه از یک شخص کافر ممکن نیست.... با وجود این نقاط ضعف، امر از دو حال خارج نیست یا باید تمامی این اخبار را مردود بدانیم یا اینکه بر یک معنای رمزی و کنایی برخلاف معنای ظاهری حمل کنیم و روشن است که حمل بر معنای رمزی از کنار گذاشتن و مردود دانستن بهتر است».13

یکی دیگر از نویسندگان معاصر نیز پس از بیان روایات دجّال، درباره آن تردید کرده و می‌نویسد: «ریشة داستان دجّال را باید در کتاب مقدّس و در بیان نصاری پیدا کرد. بعد از آنکه، اکثر احادیث آن و تفصیلاتش در کتب اهل سنّت و به طرق آنهاست. به هر حال، اصل قضیه دجّال به طور اجمال، بعید نیست صحت داشته باشد، لیکن تعریفات و توصیفاتی که درباره‌اش شده مدرک قابل اعتمادی ندارد. پس بر فرض اینکه اصل قضیة دجّال صحت داشته باشد، اما بدون تردید با افسانه‌هایی آمیخته شده صورت حقیقی خود را از دست داده است».14

امام زمان

ز) ویژگی‌های دجّال: پس از این مقدّمه به بررسی مهم‌ترین ویژگی‌های ظاهری و رفتاری دجّال می‌پردازیم. براساس روایات، کافر بودن، ادّعای پروردگاری کردن، درنوردیدن سراسر جهان، عمر طولانی داشتن، یک چشم بودن و... از مهم‌ترین ویژگی‌های دجّال است. برای روشن‌تر شدن این ویژگی‌ها، چند روایت را که در این زمینه وارد شده است، بررسی می‌کنیم.

در یکی از احادیث نبوی، دجّال این‌گونه توصیف شده است: «من دربارة دجال با شما سخن گفتم و بیم آن دارم که شما آن درک نکنید. مسیح دجّال مردی کوتاه قد با پاهایی فاصله‌دار و مویی پیچان (مجعّد) است، یک چشم بیشتر ندارد و چشم دیگر او به طور كلّی محو شده و هیچ برآمدگی و فرو رفتگی از آنان باقی نمانده است. اگر [امر او] بر شما مشتبه می‌شود بدانید که پروردگار شما یک چشم نیست و شما هرگز پروردگار خود را نمی‌بینید تا اینکه از دنیا بروید».16

دراین‌باره همچنین از پیامبر اعظم علیه‌السلام نقل شده است که فرمود: «دجّال کسی است که چشم چپ او نابیناست و در میان پیشانی او نوشته شده است: کافر. بر چشم او ناخنكی17 بزرگ است». 18 در روایت نبوی دیگری که در منابع روایی شیعه نیز نقل شده است، دربارة ویژگی‌های دجّال چنین می‌خوانیم: «ای مردم! خداوند پیامبری را به رسالت مبعوث نکرد جز آنکه قومش را از دجّال ترسانید و خدای تعالی آن را تا به امروز بر شما تأخیر انداخته است و اگر امر بر شما مشتبه شد بدانید که خداوند یک چشم نیست و دجّال بر حماری که فاصلة بین دوگوشش یک میل است خروج می‌کند و بیشتر پیروان او یهود و زنان و اعرابند و به همة کرانه‌های زمین جز مکّه و دو حومة آن و مدینه دو حومة آن درآید.19

دجّال کسی است که چشم چپ او نابیناست و در میان پیشانی او نوشته شده است: کافر. بر چشم او ناخنكی بزرگ است

در روایتی که از امیرمؤمنان علیه‌السلام نقل شده است، آن حضرت در پاسخ «اصبغ بن نباته» که از آن حضرت دربارة ویژگی‌های دجّال پرسیده بود، می‌فرماید:  «دجّال صائد بن صائد [صید] است و بدبخت کسی است که او را تصدیق کند و نیک بخت کسی است که او را تکذیب نماید. او از شهری خروج کند که به آن اصفهان گویند. از قریه‌ای که او را یهودیه می‌شناسند. چشم راستش ممسوح [نابینا] است و چشم دیگرش که بر پیشانی اوست آنچنان می‌درخشد که گویی ستارة سحری است و در آن علقه‌ای است که با خون در آمیخته و میان دو چشمش نوشته شده است: «کافر» و هر کاتب و بی‌سوادی آن را می‌خواند و در دریاها فرو می‌رود، آفتاب با او حركت می‌كند و در مقابلش كوهی از دود است و پشت سرش كوه سفیدی است كه مردم آن را طعام پندارند. در قحطی شدیدی در حالی كه بر حمار سپیدی كه فاصله هر گامش یك میل است، سوار شده خروج می‌كند و زمین منزل به منزل زیر پایش در نوردیده شود و بر آبی نگذرد جز آنكه تا روز قیامت فرو رود و با صدای بلندی که جن و انس و شیاطین در شرق و غرب عالم آن را می‌شنوند، می‌گوید: «ای دوستان من! به نزد من آیید، من کسی هستم که آفرید و هماهنگی بخشید و اندازه‌گیری کرد و راه نمود. من پروردگار والای شما هستم». در حالی که آن دشمن خدا دروغ می‌گوید. او یک چشمی است که غذا می‌خورد و در بازارها راه می‌رود و پروردگار شما یک چشم نیست و غذا نمی‌خورد و راه نمی‌رود و زوالی ندارد».20

ح) سرانجام دجّال: در مورد سرانجام دجّال و اینکه او به دست چه کسی نابود می‌شود، با دو دسته روایت روبه‌رو هستیم. در دسته‌ای از روایات تأکید شده است که دجّال به دست حضرت مهدی علیه‌السلام کشته می‌شود و در دسته‌ای دیگر از روایات از حضرت عیسی علیه‌السلام به عنوان کشندة دجّال یاد شده است.

در نخستین روایت دستة اول كه از امیر مؤمنان علی علیه‌السلام نقل شده است، در این زمینه چنین می‌خوانیم: «آگاه باشید که بیشتر پیروانش فرزندان نامشروع و اصحاب طیلسان21 (جامه‌های) سبز (یا یهودیان) هستند. خداوند او را در گردنة «افیق»22 به دست کسی که عیسی بن مریم علیه‌السلام پشت سر او نماز می‌خواند، سه ساعت گذشته از روز جمعه به هلاکت می‌رساند».23

امام زمان(عج)

امام صادق علیه‌السلام نیز دراین‌باره می‌فرماید: «روز نوروز روزی است که خداوند در آن روز قائم ما اهل بیت و واپسین ولی امر را بر دجّال پیروز می‌گرداند و او را در کناسه کوفه به دار می‌زند».24 در یکی از روایات دستة دوم، به نقل از پیامبر اعظمصلی‌الله‌علیه‌و‌آله چنین آمده است: «در همین حالت که وی بدین گونه می‌گذارند، خداوند عزّ و جلّ مسیح پسر مریم علیه‌السلام را برمی‌انگیزد و او نزد منارة سفید سمت شرقی دمشق در پوششی زرد نازل می‌شود در حالی که دستش را بر شانه‌های دو فرشته گذاشته است دنبال او می‌رود تا اینکه او را در نزدیکی دروازة «لدّ»25 شرقی می‌یابد و او را می‌کشد».26

در این زمینه، همچنین از پیامبر گرامی اسلامصلی‌الله‌علیه‌و‌آله نقل شده است که فرمودند: «دجال در امت من خارج میشود و به مدت چهل روز یا چهل سال یا چهل شب یا چهل ماه در میان آنها زندگی می‌کند تا اینکه خداوند عیسی بن مریم علیه‌السلام را برمی‌انگیزد ـ در حالی که او مانند بن مسعود ثقفی است ـ و او بر دجال غلبه می‌کند و نابودش می‌سازد».27 با توجّه به روایات یاد شده، اظهار نظر قطعی در مورد چگونگی از بین رفتن دجّال امکان‌پذیر نیست و به ناچار علم آن را به خدا واگذار می‌کنیم.

ط) دجّال و دیگر مدّعیان دروغین: نکتة دیگری که از روایات دربارة دجّال به دست می‌آید این است که پیش از خروج دجّال اصلی، دجّال‌ها یا کذّاب‌های فراوانی خروج می‌کنند که هر یک به نوعی موجب فریب و گمراهی مردم می‌شوند. در روایتی که انس بن مالک از پیامبر اعظم صلی‌الله‌علیه‌و‌آله نقل کرده، در این زمینه چنین آمده است: «پیش از خروج آن دجّال، افزون بر هفتاد دجّال خروج می‌کند».28

پیامبر خاتم صلی‌الله‌علیه‌و‌آله در روایت دیگری دراین‌باره می‌فرماید: «در آخرالزّمان دجّال‌های دروغ‌گویی خواهند آمد. آنها احادیثی را به شما عرضه می‌کنند که نه شما و نه پدرانتان آنها را نشنیده‌اید، پس برحذر باشید که آنها شما را گمراه نکنند و نفریبند».29 همچنین از آن حضرت روایت شده است که فرمود: «همانا به زودی در امّت من، سی مدّعی دروغین برخواهند خاست که همة آنها گمان می‌کنند، پیامبر است در حالی که من خاتم پیامبرانم و هیچ پیامبری پس از من نیست»30 با توجّه به روایات یاد شده و روایات فراوان دیگری که در این زمینه نقل شده است،31 می‌توان گفت که دجّال با ویژگی‌هایی که در این مقاله برشمردیم یک مصداق بیشتر ندارد و موارد دیگری که در روایات اخیر از آنها تعبیر به دجّال شده، صرفاً از باب همانندی با دجّال واقعی از نظر بیان ادّعاهای خلاف واقع و فریفتن مردم بوده است، نه اینکه واقعاً ده‌ها دجّال با ویژگی‌های منحصر به فردی که در اینجا به آنها اشاره کردیم در آخرالزّمان خروج می‌کند.

 

با توجه به مجموعه مطالبی که در این مقاله بیان شد، درمی‌یابیم که فتنة دجّال فتنه‌ای سهمگین، پیچیده و بسیار گمراه کننده است که باید برای در امان ماندن از آن تنها به خدای بزرگ پناه برد. 33

ابراهیم شفیعی سروستانی

تنظیم و تلخیص: گروه دین و اندیشه - عسگری


1. ر.ک: معجم أحادیث الإمام المهدی علیه‌السلام، ج 2، ص137-5؛ لطف‌الله صافی گلپایگانی، منتخب الاثر، ج 3، صص 103-111.

2. «قطران» مادة رقیق و چسبنده و سیاه رنگی است که با جوشاندن چوب و زغال و مانند آن به دست می‌آید و برای نگهداری چوب از پوسیدگی به کار می‌رود. (فرهنگ لاروس، ج 2، ص 1649).

3. ر.ک: سیّد محمّد مرتضی الزبیدی، تاج العروس من جواهر القاموس، ج 14، ص 228، مادة «دجل»؛ سعید الخوری اشرتونی، اقرب الموارد فی فصح العربیه و الشوارد، ج 1، ص 320؛ فخر الدّین الطریحی، مجمع البحرین، بیروت، مؤسسة الوفا، 1403 ق.، ج 5، ص 369؛ علی‌اکبر دهخدا، لغت‌نامه، ج 7، ص 10481.

4. تاج العروس، ج 14، ص 228.

5. محمّد خزائلی، اعلام قرآن، تهران، امیرکبیر، 1378، ص 479.

6. شیخ طوسی، کتاب الغیبه، ص 436، ح 426؛ محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، ج 52، ص 209، ح 48.

7. فرائد السمطین، ج 2، ص 334، ح 585.

8. ابن حماد، الفتن، ج 2، ص 517، ح 1446.

9. همان، ص 518، ح 1450.

10. احمد بن حنبل، مسند، ج 5، ص 221.

11. همان، ج 2،‌ص 237. محمّد بن مسلم، صحیح، ج 1، ص 412، باب 25، ح 588.

12. صحیح مسلم، ج 1، ص 555، ح 809

13. سید محمد صدر، تاریخ غیبت کبرا، ترجمة سیّد حسن افتخارزاده، صص 642ـ643.

14. ابراهیم امینی، دادگستر جهان، صص 225ـ226.

15. کامل سلیمان، روزگار رهایی، ترجمة علی‌اکبر مهدی‌پور، ج 2، ص 1143.

16. الفتن، ج 2، ص 519، ح 1454.

17. «ناخنك» یك ضایعه گوشتی مثلثی شكل است كه از سفیدی چشم «ملتحمه» روی سیاهی چشم «قرنیه» كشیده می‌شود. این ضایعه در طرف بینی است. (ر.ک: http: //www.daneshnameh.roshd.ir)

18. الفتن، ج2، ص 519، ح 1455.

19. شیخ صدوق، کمال‌الدّین و تمام النّعمه، ترجمة منصور پهلوان، ج 2، ص 319، بحارالانوار، ج 52، صص 193-194.

20. کمال‌الدّین و تمام النّعمه،ج2، صص 313ـ314.

21. «طیلسان» جمهای است که بدن را احاطه میکند و برای پوشیدن میبافند عاری از تفصیل و دوزندگی و آن پوششی است مدور و سبز بدون دامان که تار یا پود آن از پشم است و خواص از علما و مشایخ آن را پوشند و آن پوشش پارسیان بوده است.(لغتنامه(دهخدا)، ج10، صص 15603-15604.

22.در لغتنامه دهخدا آمده است که «اَفیق» اسم چند محل است: ا. اسم شهری بود که در مرز و بوم یهودا و بن یامین به طرف شمال غربی اورشلیم در نزدیکی سوکوه واقع بود و الان آن را «بلند الفوقه» گویند که در آنجا اسرائیلیان از فلسطینیان شکست یافته... تابوت عهد نیز از ایشان گرفته شد و.... (ر.ک: لغتنامه، ج2، ص 3107.

23. بحارالانوار، ج 52، ص 194.

24. همان، ص 308، ح 84.

25.«لدّ» روستایی در نزدیکی بیتالمقدس، در سرزمین فلسطین است. دروازه لد(باب لد) در برخی روایات محل فرود آمدن حضرت عیسی علیه‌السلام معرفی شده است. مراصدالاطلاع، ج3، ص 1302.)

26. صحیح مسلم، ج 4، ص 2250، ح 7.

27. صحیح مسلم، ج 4، ص 2258، باب 23، ح 2940؛ مستند احمد، ج2، ص 166.

28.. الفتن، ج2، ص 519، ح 1455.

29. صحیح مسلم، ج 1، ص 12، ح 7.

30. مسند احمد، ج 5، ص 278.

31. برای مطالعه بیشتر در این زمینه ر.ک: معجم احادیث الامام مهدی علیه‌السلام، ج 2، صص 43-32.

32. تاریخ غیبت کبری، ص 662.

33. برای مطالعه بیشتر در زمینه موضوع دجال ر،ک: سعید ایوب، عقیدة المسیح الدجال فی الادیان (قراءة فیالمستقبل)، چاپ اول: بیروت، دارالهادی، 1411 ق؛ ابن کثیر دمشقی، المسیح الدجال، تحقیق: ابومحمد اشرف ابن عبدالمقصود، چاپ اول: بیروت، مؤسسة الکتب الثقافیه، 1419 ق.

منبع : ** بســـــيــــــج ســــايـــبـــــري **بزرگ‌ترین فتنه آخرالزّمان
برچسب ها : دجّال ,روایات ,خروج ,معنای ,اینکه ,پیامبر ,خروج دجّال ,ویژگی‌های دجّال ,فتنة دجّال ,پیامبر گرامی ,گرامی اسلام ,پیامبر گرامی اسلام ,دلیل نام‌گذ

ثروتمندترین سردار سپاه پاسداران + سند

:: ثروتمندترین سردار سپاه پاسداران + سند
به گزارش  باشگاه خبرنگاران، طبق مستندات بسیار، “سردار سرلشکر حاج قاسم سلیمانی” ثروتمندترین سردار سپاه در جمع سرداران شاغل در سپاه است.
در سال‌های اخیر و در پی شکل‌گیری تحولات منطقه‌ای و چرخش موازنه به نفع ایران، دشمنان ایران اسلامی درصدد برآمدند تا با تهدید یکی از سرداران سپاه پاسداران انقلاب‌اسلامی به نام “قاسم سلیمانی” که فرماندهی “نیروی قدس سپاه” را برعهده دارد به ایجاد خط خبری منفی علیه نظام جمهوری اسلامی بپردازند.

در همین زمینه شبکه‌های مهم خبری از جمله “بی‌بی‌سی”، “العربیه” و دیگر رسانه‌های غربی و منطقه‌ای با دامن زدن به موضوع جنجالی و البته کذب دخالت “نیروی قدس سپاه” به فرماندهی “حاج قاسم سلیمانی” در تحولات اخیر منطقه در خطی مشترک این حق را به مطرح‌کنندگان طرح ترور “سردار سلیمانی” دادند که ترور کسانی مثل وی را مباح و حتی واجب جلوه می‌دادند.

در این راستا مخاطبان و کارشناسان داخلی و بین‌المللی نیز با موضع‌گیری به موقع خود با این “موج رسانه‌ای” به تقابل پرداختند.

“سردار قاسم سلیمانی” که از مهم‌ترین فرماندهان سپاه به شمار می‌رود نیز در سخنرانی خود در اجتماع ۵۰ هزار نفری بسیجیان کرمان گفت: با این تهدیدات، رعب بر ما حاکم نمی‌شود و از خدا می‌خواهم “شهادت” در راه خودش را به دست دشمنان دین، نصیب من بگرداند، از خدا می‌خواهم به عنوان یک سرباز، در راه آرمان‌های “اسلام” که هر یک به تنهایی ارزش فدا شدن دارند، افتخار شهادت نصیبم کند.

وی افزود: اگر میلیون‌ها انسان در این راه شهید شوند، ارزش دارد، امام(ره) در وصیتنامهٔ خود فرمودند: ملت ایران که جانم فدایشان باد….  حال، جان من به عنوان سربازی کوچک، چه ارزشی دارد که دشمن تهدید به ترور می‌کند، این تهدید نیست، کمک به شوقی است برای فرزندی که از مادر دور افتاده است.

“سرلشکر سلیمانی” همچنین در ادامه گفت: اسرائیل به عنوان سگ هار آمریکا، از گروه کوچک حزب‌الله لبنان که منسجم، متوکل؛ مستحکم و مؤمن است، شکست خورد و هیمنهٔ آمریکا و اسرائیل در منطقه شکسته شد.

 
واکنش جوانان و فعالان فضای مجازی به طرح ترور سردار سلیمانی

بعد از راهپیمایی روز ۱۳ آبان ۱۳۹۰ که در آن بسیاری از جوانان و نوجوانان با امضای طوماری خواستار پیوستن به “سپاه قدس” ایران شدند، در جدیدترین اقدام تعداد زیادی از کاربران شبکه‌های اجتماعی و همچنین وبلاگ نویسان در حمایت از “فرمانده نیروی قدس سپاه” تصویر پروفایل خود را به تصویر وی تغییر دادند. در “شبکه‌های اجتماعی” پرمخاطب و فعال مثل “فیس‌بوک” و “گوگل‌پلاس” و “سایت  افسران جوان جنگ نرم” و شبکه‌های اجتماعی “ارزشی‌ها و سنگری‌ها” نیز  مشاهده می‌شد تعداد زیادی از کاربران آن‌ها در حمایت از “فرمانده نیروی قدس سپاه” به جای تصویر خود تصویر وی را گذاشته‌اند تا در یک معنا بگویند همه آن‌ها پشت این “فرمانده سپاه” هستند. 

روزنامه انگلیسی گاردین هم در مقاله‌ای نوشته بود: «قدرت و وجهه قاسم سلیمانی به عنوان کسی که قدرتمندترین بازیگر عرصه منطقه است، در سه سال گذشته افزایش یافته است.»
همه دارایی سردار سلیمانی
دارایی‌های فرمانده دلاور نیروی قدس سپاه متشکل از میلیون‌ها قلب عاشق و شیفتگان شهادت  است که با هیچ میزانی قابل قیاس و قیمت گذاری  نیست.

دل میلیون‌ها دلداده کوی شهادت همراه اوست، همان دل‌هایی که به رهنمودهای امام خود حضرت روح‌الله (ره) اعتقاد قلبی دارند آنگاه که فرمود : ملتی که شهادت دارد اسارت ندارد.

جوانان برومند و ولایت مدار ایران اسلامی هنوز رشادت‌های این سرداران مخلص را به یاد دارند و آن را سینه به سینه و نسل به نسل منتقل خواهند کرد. ملتی که در قاموس خود شکست را پذیرا نیست و شهادت را دروازه‌ای به سوی بهشت موعود می‌داند هیچ‌گاه از شنیدن تهدیدهای پوچ و تو خالی مزدوران استکبار هراسی به خود راه نداده و نخواهند داد.

موج مجازی حمایت از سردار سلیمانی در یک جمله اوج حمایت خود را از این سرباز فدایی ولایت به جهانیان و به ویژه به دشمنان قسم خورده ایران و ایرانی نشان دادند و آن جمله این است: « آخرین بسیجی خامنه‌ای که به آن دست خواهید یافت حاج قاسم ماست، همه ما را ترور کنید.»

  هنوز عرصه این جاده مرد می‌طلبد / و خاک دشت جنون اهل درد می‌طلبد
    به صبح روشن فردا طلیعه از خون است / به اهل خاک بگو جنس شیعه از خون است
شهید زنده عشق است این سردار / یکی زهزاران سر است بر سَرِ دار

نامی که لرزه بر اندام دشمنان اسلام می‌اندازد و همیشه  مایه هراس و وحشت آمریکایی‌ها و صهیونیست‌ها است. جمله معروفی که از شیمون پرز در وصف هیمنه سردار تیزهوش ایران آمده نشانه همین ترس و واهمه است.

“شیمون پرز: خاور میانه روی انگشت ژنرال قاسم سلیمانی می‌چرخد”.

مردان کاخ سفید آنقدر از او می‌ترسند که در میان لیست محرمانه خود نام او را به عنوان مهم‌ترین مانع پیشرفت‌های آمریکا در جهان علناً فریاد می‌کشند و از کنگره می‌خواهند طرح ترور حاج قاسم را رسماً تصویب و ابلاغ نمایند. این عصبانیت با این جملات ترسیم می‌شود که: «قاسم سلیمانی بسیار سفر می‌کند… تکان بخورید… تلاش کنید او را بکشید».

هر کسی او را دیده، شیفته حجب و حیای عجیبش می‌شود. انگار نه انگار که او لرزه به اندام بزرگ‌ترین ابرقدرت جهان انداخته است و این‌ها همه مشخصه یک بسیجی شیفته ولایت است.

از این بسیجیان ما در ایران کم نداریم ولی اگر قرار باشد صیاد دل بسیجیان این بار نیز اسیر کینه خفاشان شود تمام فرزندان ۱۳ ساله ایران زمین، حاج قاسم‌هایی می‌شوند که خواب خوش را از مردان کاخ روسیاه، سفید می‌ربایند.

منبع : ** بســـــيــــــج ســــايـــبـــــري **ثروتمندترین سردار سپاه پاسداران + سند
برچسب ها : قاسم ,سردار ,سلیمانی” ,سلیمانی ,سپاه” ,ترور ,قاسم سلیمانی” ,سردار سلیمانی ,“فرمانده نیروی ,قاسم سلیمانی ,شبکه‌های اجتماعی

سپاه و ولایتمداری

:: سپاه و ولایتمداری

چکیده

پـذیـرش ولایـت پـیـامـبر اکرم (ص ) و امامان معصوم (ع ) و ولی فقیه در زمان غیبت ، لازمه مسلمانی است . مجموعه تشیع بر ولایتمداری است و هر کس در نظام حکومتی اسلام مسئولیت بـالاتـر و مهم تری دارد باید تبعیت او از رهبران الهی نیز بیشتر باشد. در صدر اسلام این گونه بوده و آیات قرآن کریم و تاریخ اسلام نیز گواه آن است .

در زمـان حـال و در زمـان ولایـت فـقـیـه عـادل نـیـز همه شیعیان باید از فرامینِ رهبری اطاعت پـذیـری کـامـل داشـتـه بـاشـند. در این میان پاسداران به عنوان محافظانِ نظام حکومتی و سـرزمین اسلامی باید گوی سبقت را از دیگران در ولایتمداری و اطاعت پذیری بربایند، چنان که تاکنون نیز در عمل چنین بوده است . مقاله حاضر، ضرورت ولایتمداری و جلوه های آن را در جامعه اسلامی برمی رسد.

مقدمه

خـداونـد پـیـش از آفـرینش آدم به شاءن و منزلت و جایگاه اجتماعی او تصریح کرده ، می فرماید:

إِنِّی جَاعِلٌ فِی الاَرْضِ خَلِیفَةً. (بقره : 30)

من در زمین جانشینی خواهم گماشت .

بـنـابراین ، محور و رهبر جامعه انسانی ، خلیفه الهی و انسان کاملی است که از سوی خدا انـتـخـاب و بـه مـردم معرفی می شود. این انسان برگزیده که امام نامیده می شود، دارای ولایت تکوینی و تشریعی است و مردم نیز موظف اند امامت و رهبری او را بپذیرند، به کمک او بـشـتابند و در اجرای شریعت آسمانی با او همکاری کنند، امر و نهی او را اجرا نمایند و جـامـعـه خـویـش را بـراسـاس خـواسـت و مـشـیـت الهـی بـسـازنـد تـا بـه سـعـادت و کـمـال نـایـل آیـنـد. دو عـنـصـر اصـلی ایـمـان و عـمـل صـالح ، زیـرسـاخت چنین جامعه ای را تشکیل می دهد:

وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ اَّمَنُوا مِنکُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِیـنَ مـِن قـَبـْلِهـِمْ وَلَیُـمَکِّنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ الَّذِی ارْتَضَی لَهُمْ وَلَیُبَدِّلَنَّهُم مِّن بَعْدِ خَوْفِهِمْ اءَمْناً یَعْبُدُونَنِی لاَ یُشْرِکُونَ بِی شَیْئاً. (نور: 55)

خـدا به کسانی از شما که ایمان آورده و کارهای شایسته کرده اند، وعده داده که حتماً آنان را در زمـیـن جـانـشـیـن [خـود] قرار دهد، همان گونه که کسانی را که پیش از آنان بوده اند جـانـشـیـن قـرار داد و آن دیـنـی را کـه بـر ایـشـان پسندیده است به سودشان مستقر کند و بیمشان را به ایمنی مبدل سازد تا مرا بپرستند و چیزی را با من شریک نگردانند.

از سـوی دیـگـر، تـاریـخ گـواهـی مـی دهـد کـه هـرگـاه جـامـعـه ای بـراسـاس ایـمـان و عـمـل صـالح و بـر مـحـور رهـبر الهی شکل گرفته ، مورد رشک و کینه کافران و مشرکان واقـع شـده و آنـان به مصاف مؤ منان آمده اند، ولی دلاورمردان میدان توحید به فرماندهی ولی خـدا و رهـبـر آسـمـانـی خـویـش از آیـیـن و جـان و مال و ناموس خویش در برابر دشمنان ، جانانه دفاع کرده اند؛

وَکـَأَیِّنْ مـِنْ نَبِیٍّ قَاتَلَ مَعَهُ رِبِّیُّونَ کَثِیرٌ فَمَا وَهَنُوا لِمَا اءَصَابَهُمْ فِی سَبِیلِ اللّهِ وَمَا ضـَعـُفـُوا وَمـَا اسـْتـَکـَانـُوا وَاللّهُ یـُحـِبُّ الصَّابـِرِیـنَ. (آل عمران : 146)

و چـه بسا پیامبری که مردان الهی فراوانی همراه او کارزار کردند و در برابر آنچه در راه خـدا بـه آنـان رسـیـد، سـسـتـی نورزیدند و ناتوان نشدند و تسلیم نگشتند و خداوند شکیبایان را دوست دارد.

بـدیـن تـرتـیـب ، مـعـیـار حـق یـا بـاطـل بـودن طـرف جـنـگ و نـبـرد را شـاخـص ((فـی سبیل الله )) تعیین می کند؛

الَّذِیـنَ اَّمـَنُوا یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللّهِ وَالَّذِینَ کَفَرُوا یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ الطَّاغُوتِ. (نساء: 76)

کسانی که ایمان دارند در راه خدا کارزار کنند و کافران در راه طاغوت می جنگند.

و رهبر و پیشوا و بیان کننده راه خدا نیز کسی جز ولی خدا و پیامبر و امام معصوم نیست که در طول ولایت خدا بر امّت ولایت دارند؛

إِنَّمَا وَلِیُّکُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِینَ اَّمَنُوا... . (مائده : 55)

ولیّ شما تنها خدا و پیامبر او است و کسانی که ایمان آورده اند.

امـام و پـیـامـبـر هـرگـاه در مـکـان یـا زمـانـی مـیـان مردم حضور نداشته باشند، افراد واجد شـرایـطـی را به نیابت از خود بر آنان می گمارند تا نظام سیاسی ، اجتماعی اسلام را درمیانشان به اجرا گذارند. چنان که رسول خدا پس از فتح مکه جوانی به نام ((عتاب )) را به ولایت آن شهر منصوب کرد و از آنجا به سوی طائف عزیمت نمود. و امیر مؤ منان (ع ) نیز با رسیدن به حکومت ، والیانی را بر استانهای مکه ، بصره ، آذربایجان ، فارس ، اهـواز، مـصـر و... مـنـصـوب کـرد و در ابـتـدای فرمانی که برای مالک اشتر تدوین کرد، مرقوم فرمود:

ایـن میثاق نامه را بنده خدا ـ علی ، امیر مؤ منان ـ برای مالک اشتر صادر کرده است ، زمانی کـه او را زمـامـدار مـصـر نـمـود تـا اقـتـصاد آن دیار را سامان دهد، با دشمنانش پیکار کند، اهل آن دیار را به شایستگی وادارد و شهرهایش را آباد نماید.337

و در نامه دیگری که همان زمان برای مردم مصر فرستاد، نوشت :

یـکـی از بـندگان خدا را به سوی دیارتان فرستادم که هنگام نا امنی ، خواب به چشمش راه نـمـی یـابـد و در هـنگام ترس و اضطراب از دشمن هراس ندارد، نسبت به تبهکاران از شـعـله آتـش سـوزنـده تـر اسـت ... سـخنش را بشنوید و فرمانش را ـ هر جا مطابق حق است ـ اطـاعـت کـنـید. هرگاه دستور پیشروی داد به پیش برانید و هرگاه دستور توقف داد توقف کنید که پیش روی و عقب نشینی او هم به فرمان من است .338

هـمـان طـور کـه در نـامـه یـاد شد، مردم موظفند در غیبت امام معصوم علیه السلام در همه امور حـکـومـتـی از نـایـب او پـیـروی کـنـند، نظام و کیان اسلامی را پاس دارند و از تمامیت آن در بـرابـر هـرگـونـه حـمله دشمن دفاع نمایند و همه نظام های سیاسی ، اجتماعی ، نظامی ، اقتصادی ، تربیتی ، فرهنگی ، قضایی و اجرایی کشور اسلامی را براساس نظرات او ـ که همان نظر اسلام و رهبر معصوم است ـ اداره نمایند و منظور از ولایتمداری نیز همین است .

ایمان ، انگیزه تاءسیس سپاه

بـراسـاس رهنمودهای قرآن و عترت ، نظام حکومتی جامعه اسلام باید به دست پیامبر، امام یـا نـایـب آنـهـا شـکل گیرد و اداره شود. چنین نظامی پس از صدر اسلام در بهمن 1357 در ایـران زمـیـن شـکـل گـرفـت و جـوانـان مـؤ مـن و انقلابی به رهبری مجتهدی جامع الشرایط ((جـمـهـوری اسـلامـی ایـران )) را بـنـیاد نهادند و برای حفظ کیان انقلاب و نظام به طور خـودجـوش و بـا احـسـاس مـسـئولیـت ، نـهاد انقلابی ((سپاه پاسداران انقلاب اسلامی )) را تاءسیس کردند. امام خمینی (ره ) نیز آن را پذیرفت و مورد تقدیر قرار داد:

من از شماها تشکر می کنم که خودتان بدون اینکه غیر از خدا یک کسی وادارتان بکند ـ این چیزی است که از مبداء الهی جوشش پیدا کرده ـ خودتان وارد این میدان شدید. این طور نبوده اسـت کـه یـک کـسـی بیاید شما را وادار کند، سرتاسر ایران یک دفعه ، سپاه پیدا شد... مـساءله الهی بود، وقتی که دیدند یک مطلبی است که برای حفظ مملکت اسلامی است و این اطـاعـت خـداسـت ، از سـرتـاسـر ایـران دیـدیم که یک دفعه جوشش پیدا کردند، از متن ملت اسلامی جوشش پیدا کردند و خودشان هم تنظیم امور را کردند و خودشان هم کارها را درست کردند... شما الا ن جزء جنود الهی هستید، جند الله شما هستید، شما لشکر خدایید.339

هـمـچـنـیـن امـام راحـل (ره ) براساس عقیده صحیح و واقعی خویش ، انقلاب و نظام را در خدمت اسلام و شریعت محمدی (ص ) می دانست و سپاه و ملّت را به پاسداری از آن ترغیب می کرد:

مـا از شـمـا مـی خـواهـیـم کـه ایـن مـرزهـا را خـودتـان حـفـظ کـنـیـد، مـمـلکـت امـروز مـال خـود شـمـاست ، دیروز اجانب در آن تصرف داشتند، امروز یک مملکتی است اسلامی ، یک مـمـلکـتـی اسـت مـال پـیـغـمـبـر اسـلام ، یـک مـمـلکـتـی اسـت مـال امـام زمـان ـ سلام الله علیه ـ مملکت از آن وجود مقدس است و ما همه پاسداران آن هستیم و باید این مملکت را حفظ کنیم ، هر کس به هر اندازه ای که می تواند و شما جوانهای برومند مسلح به آن مقداری که می توانید باید مرزها را حفظ کنید.340

بنابراین ، انگیزه اصلی تاءسیس سپاه و روح حاکم بر آن ، همان ایمان و اعتقاد به ولایت و حـاکمیت دینی صحیح و سرباز اسلام و پیامبر و امام زمان بودن است . پیروی و اطاعت از ولی فـقـیـه نیز، شرط اساسی و لازم مشروعیت سپاه است و هویت انقلابی و اسلامی بودن آن را رقم می زند که بزرگ ترین امتیازش نیز محسوب می شود.

ولایت پذیری و مشروعیت سپاه

بـحـث مشروعیت امروزه بر سر زبانهاست و هر یک از نظام های حکومتی دنیا می کوشند خود را مـشـروع جـلوه دهند، ولی براساس اعتقاد و مبانی تشیع ، تنها نظامی مشروع محسوب می شود که برگرفته از اذن و اجازه الهی باشد. خداوند نیز نظر خود را در قرآن و در کلام پـیـامبر بیان فرموده که همان ((نظام امامت )) است . سپاه پاسداران انقلاب اسلامی افتخار دارد کـه در سـلسـله مراتب فرماندهی ، تحت امر نایب امام معصوم ـ یعنی ولیّ فقیه ـ انجام وظـیـفـه مـی کـنـد و مـشـروعـیت می یابد. طبق اصل یکصد و دهم قانون اساسی نیز فرمانده کـل سـپاه باید از سوی ولیّ فقیه تعیین شود و نیز نماینده ای از سوی رهبری بر کلیه امور سپاه نظارت می کند. امام راحل طی حکمی به نماینده خویش در سپاه مرقوم فرمود:

بـا کـمال دقت در تطبیق قوانین و تصمیمات شورای سپاه پاسداران با احکام اسلام کوشش نـمـایـیـد و هـمچنین بر خط فکری و اعتقادی سپاه در سراسر ایران نظارت دقیق نموده و از انحرافات و تخلفات با کمال قاطعیت جلوگیری نمایید.341

در اسـاس نـامـه سـپـاه نیز سپاه چنین تعریف شده است : ((نهادی است تحت فرماندهی عالی مـقـام رهـبـری و از نـظـر سـیـاسـی و عـقیدتی تابع ولایت فقیه بوده ، پرورش و آموزش اعـضای سپاه طبق تعالیم و موازین اسلامی و مبتنی بر رهنمودهای ولایت فقیه در زمینه های عقیدتی ، سیاسی و نظامی .))342

خـوشـبـخـتـانه این نهاد نوپای انقلاب در همان ماه های نخست تولّد خویش رضایت نایب امام زمان (عج ) را کسب نمود و حضرت امام (ره ) فرمود:

مـن از سپاه راضی هستم و به هیچ وجه نظرم از شما برنمی گردد. اگر سپاه نبود کشور هـم نـبـود، من سپاه پاسداران را بسیار عزیز و گرامی می دارم . چشم من به شماست ، شما هـیـچ سـابـقـه ای جز سابقه ، اسلامی ندارید. سلام مرا به همه برسانید. من از همه شما متشکّرم ، من به همه دعا می کنم .343

همچنین امام (ره ) بر ولایتمداری و درستی راه سپاه تاءکید کرده ، می فرماید:

شـمـاهـا امـروز فـرزنـدان اسـلام هـسـتـیـد، شـمـاهـا امـروز فـرزنـدان رسـول خـدا هـستید، خدمت به دیانت اسلام می کنید و در راه خدا قیام کردید، پاسداران قرآن کریم هستید، پاسداران اسلام مقدس ‍ هستید.344

و نیز خدمات سپاه پاسداران را مایه افتخار و مباهات می داند:

مـن وقـتـی شما جوانها را می بینم که با صداقت ، با سلامت روح فعالیت برای اسلام می کنید و خودتان را در معرض خطر مرگ قرار می دهید، مباهات می کنم ، افتخار می کنم که در بین مسلمانها یک همچو جوانهای رشید متعهد هست .345

جلوه های ولایت مداری

1. ایمان و التزام عملی :

تـبـعـیـت و پیروی از ولایت فقیه جزو باورهای اعتقادی شیعه است و برای برپایی اسلام راسـتـیـن و اجـرای قـوانـیـن مـتـرقی آن ، امری ضروری است و همان طور که در زمان حضور پـیـامـبر و امام معصوم باید از روی صداقت و اخلاص و کمترین شک و تردید آنان را باور داریـم و بـدون چـون و چـرا فـرمـانـشـان را گـردن نـهـیم ، در زمان غیبت نیز همگان موظفیم دسـتـورات ولی فـقـیـه را در هـمـه سـطـوح مـمـلکـت بـه اجـرا درآوریـم و از جـان و دل ملتزم باشیم ؛

فـَلاَ وَرَبِّکَ لاَ یـُؤْمـِنـُونَ حـَتَّی یـُحـَکِّمُوکَ فِیَما شَجَرَ بَیْنَهُمْ ثُمَّ لاَ یَجِدُوا فِی اءَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَیْتَ وَیُسَلِّمُوا تَسْلِیماً. (نساء: 65)

بـه پـروردگـارت سـوگـنـد که ایمان نمی آورند مگر آنکه تو را در مورد آنچه میانشان مـایـه اخـتـلاف است داور گردانند. آنگاه از حکمی که کرده ای در دلهایشان احساس ناراحتی نکنند و کاملاً سر تسلیم فرود آورند.

شـهدای گرانقدر انقلاب و دفاع مقدس ، این ایمان و التزام را با خون خویش امضا کردند و بـا دفـاع جـانـانـه از نـظـام ولایت فقیه ، سرافرازی و سربلندی مسلمانان را در جهان کنونی رقم زدند. به عنوان نمونه ، شهید صفت الله مقدم در وصیت نامه اش خطاب به امام نوشته است :

رهـبـر عـزیـز، لحظه نمایان شدنت را در برابر سربازانت در حسینیه جماران به یاد می آورم ، آن چـهـره مـعـصـوم و عـاشـقـانـه ات در نـظـرم تـکـرار مـی شود، نمی توانم خود را کـنـتـرل کـنـم ، امـام عزیزتر از جانم ! در برابر عظمتت ، در برابر ندای به حقّت ، هیچ نـدارم بـجـز جـان بـی ارزشـی کـه امـیـدوارم بـه آن بـزرگـواریـت ایـن هـدیـه ناقابل را قبول فرموده و مرا شرمسار ننمایی !346

شهید یوسف حسینی نیز می نویسد:

عـزیـزان ، در راه خـدا و اسـلام و قـرآن و امـام خـمـیـنـی خـدمـت کنید و این بت شکن زمان و این ابراهیم زمان را یاری نمایید که او یاور دین خداست ، در راه خدا جهاد کنید و همواره در کنار ایـن جـهـاد، جـهـاد بـا نـفـس ‍ را نـیـز قـرار دهـیـد، عزیزان من تا زمانی که در راه خدا هستید، پیروزید و تا زمانی که در دنیا دشمنی برای اسلام و مسلمین هست هرگز تفنگ را بر زمین نگذارید.347

التـزام عـمـلی و اطـاعـت هـمـه جانبه از ولی فقیه ، همان التزام عملی به اسلام و اطاعت از پیامبر و امام است چرا که به تعبیر امام راحل :

فقط فقهای عادلند که احکام اسلام را اجرا کرده ، نظامات آن را مستقر می گردانند، حدود و قـصـاص ‍ را جـاری مـی نـمـایند، حدود و تمامیت ارضی وطن مسلمانان را پاسداری می کنند، خـلاصـه اجـرای تـمام قوانین مربوط به حکومت به عهده فقهاست ... همان طور که پیغمبر اکرم (ص ) ماءمور اجرای احکام و برقراری نظامات اسلام بود و خداوند او را رئیس و حاکم مـسـلمـیـن قـرار داده و اطـاعـتـش را واجـب شـمـرده اسـت ، فـقـهـای عـادل هـم بـایـسـتی رئیس و حاکم باشند و اجرای احکام کنند و نظام اجتماعی اسلام را مستقر گردانند.348

بسیار روشن است که فقیه عادل بدون همراهی و پشتیبانی مردم توان چنین کاری را ندارد. بـنـابـرایـن با وجود فقیه عادل و حضور او در صحنه بر مسلمانان واجب می شود که او را یـاری رسـانـنـد تـا حکومت اسلامی را برقرار سازد و نظامات آن را بر جامعه حاکم کند و پـس از آن نـیـز بـر فـرد فـرد جامعه اسلامی لازم و ضروری است که با رهبری در تحقق اهـداف اسـلامـی هـمـکاری نمایند، چنان که پاسداشت و حمایت از ولایت فقیه بر ولی فقیه نیز ضروری است . رهبر فرزانه انقلاب در این باره فرمود:

ایـن اصـل (ولایـت فـقیه ) همان ذخیره پایان ناپذیری است که باید مشکلات نظام جمهوری اسـلامـی را در حـسـاس ترین و خطرناک ترین گردنه های مسیر پرخطر جمهوری اسلامی حـل کـنـد و گـره هـای نـاگـشـودنـی را بـگشاید... این جانب ... با همه وجود و توان از این اصـل و لوازم آن دفـاع خـواهـم کـرد و بـه کـمـک الهـی بـه تـکـلیـف خـود در هـمـه مـوارد عـمـل خواهم کرد، خدشه در التزام به ولایت فقیه و تبعیت از رهبری ، خدشه در کلیت نظام اسـلامـی اسـت و ایـن جـانـب ایـن را از هـیـچ کـس و هـیـچ دسـتـه و گـروهـی تحمل نخواهم کرد.349

2. تداوم راه انبیا:

پـس از شـکـافـته شدن فرقِ جانشین بلافصل پیامبر در مسجد کوفه (41 ق ) و جدا شدن سـر امام حسین (ع ) در کربلا (61 ق )، تشکیل حکومتی اسلامی به آرزویی دست نایافتنی بـدل شـد. امـّا امـامـان مـعـصـوم و فـقـیـهـان و مـصـلحـان در طـول چـهـارده سـده ، چـراغ امـید را در دل مؤ منان ، روشن نگاه داشتند تا آن که رخداد شگفت انـگـیـز انـقـلاب اسـلامـی ، زمـینه برپایی حکومت اسلامی را فراهم آورد و یکی از عالمان ربـانـی ـ کـه پـیـامـبر آنان را وارثان پیامبران معرفی کرده بود ـ درفش پیروزی جبهه تـوحـیـد را بر دوش گرفت و نظام مقدس جمهوری اسلامی را تاءسیس کرد. رهبر کبیر این نهضت عظیم ، با درک موقعیت خطیر انقلاب و ولایت فقیه ،سپاه پاسداران را در راستای راه انـبـیـا و صـراط مـسـتـقـیـم الهـی یافت و بر مراقبت و تداوم آن همّت گماشت . چنان که خود فرمود:

همه ما و همه ملت باید پاسدار باشد و پاسدار اسلام و قرآن کریم باشد؛ این راه مستقیم اسـت ، راه پـاسداری از اسلام ، راه مجاهده در راه اسلام ، در راه خدا، این راه مستقیم است . این همان صراط مستقیمی است که شما در نماز از خدا می خواهید. انحراف پیدا نکنید که انحراف ، یک طرفش مغضوب علیهم است و یک طرفش والضّالّین است .350

امـام خـمـینی با الهام از آیه ((وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّی لاَ تَکُونَ فِتْنَةٌ وَیَکُونَ الدِّینُ لِلّهِ (بقره : 193)؛ با آنان بجنگید تا دیگر فتنه ای نباشد و دین ، مخصوص خدا شود.))، در اندیشه رهـایی همه مستضعفان ـ چه مسلمان و چه غیر مسلمان ـ از سلطه مستکبران بود و چنین کاری را بـا تـجـربـه مـوفـق سـپـاه پـاسـداران ، شـدنـی مـی دانـسـت . ایـشـان تشکیل و آموزش و سازماندهی ارتش بیست میلیونی بسیج را برعهده سپاه نهاد و در پی آن خواستار شکل گیری هسته های

مقاومت بسیج در سراسر دنیا شد؛

باید بسیجیان جهان اسلام در فکر ایجاد حکومت بزرگ اسلامی باشند و این شدنی است ، چـرا کـه بـسـیـج تنها منحصر به ایران اسلامی نیست ، باید هسته های مقاومت را در تمامی جهان به وجود آورد و در مقابل شرق و غرب ایستاد. شما در جنگ تحمیلی نشان دادید که با مدیریت صحیح و خوب می توان اسلام را فاتح جهان نمود. شما باید بدانید که کارتان بـه پایان نرسیده است ، انقلاب اسلامی در جهان نیازمند فداکاری های شماست ؛ مسئولین تـنـهـا بـا پشتوانه شماست که می توانند به تمامی تشنگان حقیقت و صداقت اثبات کنند کـه بـدون امـریـکـا و شـوروی مـی شـود بـه زندگی مسالمت آمیز تواءم با صلح و آزادی رسید.351

رهـبر فرزانه انقلاب حضرت آیة الله خامنه ای نیز با همین دیدگاه سپاه را ارزیابی می کنند:

سـپـاه پـاسـداران انـقلاب اسلامی که مولود مبارک انقلاب اسلامی است در همه جهان پس از صـدر اسـلام پـدیـده بـی سـابقه ای است . این پدیده در حقیقت ، مظهر عینی و مجسّمی است بـرای شـعـارهـای انـقـلاب اسـلامـی ، شـعـار ایـسـتـادگـی در مقابل همه قدرت های بزرگ با سلاح اتکال به خدا، شعار غلبه خون بر شمشیر و شعار حرکت برای نجات مستضعفان .352

همچنین با اشاره به سخنان یاد شده از امام عزیز در بیان آن می فرماید:

ماءموریت سوم ، همان چیزی است که امروز سپاه پاسداران در قالب سپاه یا نیروی قدس از آن یـاد مـی کـنـد و امام بزرگوارمان تشکیل هسته های مردمی حزب الله در سراسر جهان را یـکـی از آرزوهـای خـود و یـکی از دستورهای کار آینده انقلاب اسلامی در سطح جهان قرار دادنـد. بـی شـک ، سـپاه پاسداران انقلاب اسلامی ، در این مورد ماءموریتی خواهد داشت . ما نـمـی گـویـیم به جایی لشکرکشی می کنیم و در امور دیگران دخالت خواهیم کرد؛ اما می گـویـیـم کـه نـیروی نظامی منظم انقلابی مجرّب در اولین کشوری که با انقلاب اسلامی پدید آمده است ، یقیناً در قبال هسته های مسلّح حزب الله در سراسر جهان خالی از مسئولیت نیست ، کیفیت این مسئولیت بایستی به تناسب و مقتضیات روشن بشود.353

3. پاسداشت ارزش ها

انقلاب اسلامی ، انقلاب ارزشی و فرهنگی است و زدودن ارزشهای جاهلی و جایگزین کردن فـرهـنـگ و ارزشـهـای اسـلامـی در جـامـعـه ، مـهـم تـریـن وظـیـفـه آن را تشکیل می دهد و سپاه ـ به عنوان بازوی توانمند انقلاب و نظامی اسلامی ـ باید این مهم را در دو عرصه تحکیم بخشد؛

نـخـسـت ، پـایـبندی به ارزشها و عمق بخشیدن آن در درون سازمان و اعضاست که به طور مرتب از سوی امام راحل و مقام معظم رهبری گوشزد شده است :

سـعـی کـنید روح ایمان و اسلامیت را در پرسنل زنده نگه دارید، اگر روح اسلام در افراد بـاشـد هـمـان طـور کـه امـروز در سـرتـاسـر جـبـهـه هـا مـی بـیـنـیـد، هـمـه مسائل حل می شود.354

آگـاهـی و هـوشـیـاری و ایـمـان مـذهـبـی و هـمه اینها در سطح سازمان ، روز به روز باید تـوسـعـه پـیـدا کند. برادران عزیز! ما هر چه داریم از ایمان داریم ، آنچه که یک ملت را زنـده مـی کند، آنچه به افراد استقلال می دهد، آنچه به او شجاعت می دهد، آن ایمان است ، مـلّت بـی ایـمـان مـرده اسـت ... ایـن ایمان آگاهانه باید در سطح سازمان افزایش بیابد، فـرمـانـدهـان و کسانی که در رده های بالاتر هستند این را در نظر بگیرند و به صورت یک معیار و یک ارزش در سطح سازمان گسترش بدهند.355

دوم دفاع از ارزش ها که در راءس همه ارزشها، اسلام عزیز و انقلاب اسلامی است نظر امام راحل در این مورد نیز چنین است :

سـپـاه پاسداران و چه سایر قوای انتظامی و نظامی و غیر انتظامی و چه سایر ملت ، همه تـوجـه داشـته باشند که ما وظیفه داریم که این اسلامی که الا ن به ما رسیده حفظش کنیم تـا آن فرد آخری هم که خدای نخواسته کشته می شود موظف است برای حفظ اسلام ، برای دفاع از ملّت ، دفاع از کیان اسلامی ، دفاع از کشور اسلامی تا آن آخر، زن و مرد، بچه و بزرگ مکلف اند که دفاع کنند.356

فرماندهی معظم کل قوا نیز می فرماید:

شـمـا بـایـد بـرای انـقـلاب آمـاده هـرگـونـه پـاسـداری بـاشـیـد... شـمـا نـسـبـت بـه مسائل ارزشی جامعه و انقلاب نمی توانید بی تفاوت باشید.357

و خطاب به بخشی از فرماندهان و مسئولان سپاه می فرماید:

هـمـه بـه مـعـنـای درسـت کـلمـه مـرزبـانـیـد، بـعـضـی مـرزبـان نـظـامـی در مـقـابـل مـهـاجـمـیـنـی کـه اگـرچه کارشان تعرض به مرزها و سرزمین های مرزی است ، اما تعرض واقعی آنها به اسلام و نظام اسلامی است ، همچنان که معلوم است . و چه مرزبانان سـیـاسـی و اعـتقادی و فکری که جلو نفوذ دشمن را در فضای فکری و معنوی و سیاسی و روحی سپاه می گیرید، اینها همه اش مرزبانی است . امروز برادران عزیز! نظام اسلامی ، اسـلام و مـسـلمـیـن بیش از همه ادوار گذشته که ماها با آن آشنا هستیم و می دانیم ، نیازمند مرزبانی دلسوزانه و مسئولانه است .358

بـدین ترتیب تشکیلات سپاه و اعضای آن براساس میثاقی که با ولایت بسته اند، موظفند در انـدیـشـه و عـمـل و اخـلاق فـردی و اجـتماعی و خانوادگی ، همیشه و همه جا تقویت کننده ارزش هـای والا و بـی نـظـیـر اسـلام راسـتـیـن بـاشند و در برابر تهاجم فرهنگی بلکه نـاتـوی فـرهـنـگـی دشـمـنـان بـر فـضـایـل اخـلاقـی و عمل صالح و ایمان خود و دیگران پای بفشارند. به یاد دارید که حفظ ارزش ها بر محور ولایت ، اصلی قرآنی است و خداوند آن را در آخر سوره فتح چنین بیان کرده است :

مـحـمـد(ص ) پـیـامـبـر خـداسـت و کسانی که با اویند بر کافران ، سختگیر و با همدیگر مـهـربـانـنـد. آنـان را در رکـوع و سـجـود مـی بـیـنـی ، فـضل و خشنودی خدا را خواستارند. مشخصه آنان بر اثر سجود در چهره هایشان است . این صفت ایشان است در تورات و مَثَل آنها در انجیل چون کِشته ای است که جوانه خود برآورد و آن را مـایـه دهـد تـا ستبر شود و بر ساقه های خود بایستد و دهقانان را به شگفت آورد تـا از انـبـوهـی کـافـران را بـه خـشـم درانـدازد. خدا به کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته کرده اند آمرزشی و پاداش بزرگی وعده داده است .

4. پیروی از اسلام فقاهتی

سـپـاهـیـان علاوه بر پیروی از ولی فقیه ـ که در راءس هرم رهبری جمهوری اسلامی قرار دارد ـ بـایـد از دکـتـریـن ولایـت فقیه و اسلام فقاهتی در جهان اسلام حمایت کنند، زیرا به تعبیر امام کاظم علیه السلام :

ان المؤ منین الفقهاء حصون الاسلام کحصون سور المدینة لها.359

مؤ منان فقیه دژهای استوار اسلامند مانند دژهای دیوار شهر.

امام راحل نیز فرمود:

ضـد انـقـلاب و اجـانـب علاوه بر روحانیت به سپاه هم حمله می کنند. از این حملات انسان می فهمد که سپاه برای ایران و اسلام مفید است ، سپاه باید بیشتر از این تابع اسلام فقاهت شود.360

بـایـد تـوجـه کـنـیـد کـه اسلام همان است که از صدر اسلام تاکنون فقها آن را حفظ کرده انـد... سعی کنید اسلامتان از روحانیت جدا نشود و با آنان که اسلامشان با روحانیت مخالف اسـت ، مـخـالفـت کـنید، متوجه باشید از آنجا که شما بیشتر زحمت می کشید، از همه بیشتر، متوجه شمایند تا شما را از بین ببرند.361

5 . رشد سیاسی

بـصـیرت ، آگاهی و بینش سیاسی ، لازمه یک تشکیلات زنده و پویاست و سپاه باید پا به پای ولایت و فراتر از زمان بدان مجهز باشد، زیرا به تعبیر رهبر فرزانه انقلاب :

یـک جـنـگجو و یک نظامی ارزشش آن وقتی است که کار خود را به درستی بفهمد و جهت کار را بـدانـد. بـایـد بداند که این تکلیف و مسئولیت است ... شما برای ایفای نقش خود باید بـه روشـنـی جـهـت و مـاهـیـت کـار خود را بدانید و این وقتی است که شما آگاهی سیاسی و ایـدئولوژیـک داشـته باشید و اسلام را که این تکلیف را بر شما واجب می کند بشناسید و ضمن دانستن رابطه این تکلیف و این عمل با اسلام ، جهت سیاسی کشور خود را نیز بدانید.

شـهـیـدان والامقام و رزمندگان هشت سال دفاع مقدس از چنین ویژگی برخوردار بودند، تو گـویـی بـر بـام زمـان ایـسـتـاده انـد و افق روشن جمهوری اسلامی را مشاهده می کنند. به بخشی از وصیت نامه شهید سید مرتضی موسوی کیانی توجه کنید:

شهادت این واژه بزرگ که هیچ چیز را نمی توان با آن مقایسه کرد که شهادت بالاترین مـردن هـاست و شهادت سلاحی است که هیچ قدرتی و ابرقدرتی نمی تواند با آن مقابله کـنـد، ایـن رمـز پیروزی ماست که ابرقدرت های شرق و غرب را به لرزه و وحشت انداخته است و بر سلاح های پیچیده آنها که هر لحظه مدرن تر می شود پیروز می گرداند و می بینیم امام عزیز می فرماید پیروزی را اسلحه نمی آورد، پیروزی را خون می آورد.362

رشد سیاسی شهید یوسف حسینی را نیز در جملات زیر ملاحظه کنید:

عـزیـزان ، در راه خـدا و اسـلام و قـرآن و امـام خـمـیـنـی خـدمـت کنید و این بت شکن زمان و این ابراهیم زمان را یاری نمایید که او یاور دین خداست . در راه خدا جهاد کنید و همواره در کنار ایـن جـهاد، جهاد با نفس را نیز قرار دهید. عزیزان من تا زمانی که در راه خدا هستید، پیروز هـسـتـیـد و تـا زمـانـی کـه در دنیا دشمنی برای اسلام و مسلمین هست هرگز تفنگ را بر زمین نگذارید.363

6 . اقتدار سازمانی

انـتـخـاب آیه ((واعدوا لهم ما استطعتم من قوّة )) در آرم سپاه بر اقتدار سازمانی آن تاءکید دارد و نشان ولایت مداری آن نیز محسوب می شود؛ چرا که هم قرآن مجید و هم مقام منیع ولایت ، چنین انتظاری از سپاه دارند. حضرت آیة الله خامنه ای می فرماید:

من به شما برادران ارتش و سپاه ، یک توصیه به صورت مستمر و مؤ کد دارم و آن ، این است که سعی کنید سهم نیروهای مسلح را در این مجموعه عظیم ملّت ایران به بهترین وجهی ایفا کنید... نیروهای مسلح باید کیفیت ، استواری ، سازماندهی مستحکم ، آموزش در حد اعلا و آمادگی روزافزون داشته باشند.364

نـوآوری ، آمـوزش نـویـن ، ارتـقـای سـازمـان ، ابـتـکـار در مـیدان های گوناگون نظامی ، اطـلاعـاتـی و امـنـیـتـی ، مـطـالعـات راهـبـردی و پـرهـیـز از روزمـرگـی و عمل زدگی نیز در پرتو ولایت ، قابل دسترسی است ؛

در عرصه هر دانشی که بشود و بتوان ، از جمله دانش نظامی و فنون نظامی گری و روش هـای نـویـن سـازمـاندهی نظامی ، شما باید بهترین را داشته باشید. گروه های مشخصی بـایـد دائمـاً در حـال مـطـالعـه باشند تا در مجموعه سپاه پاسداران ، هر روش نوینی در سازماندهی که کارآمدتر به نظر می رسد روی آن کار کنند.365

شـناخت دشمن ، توان رزم و توطئه های او و نیز سیاست های براندازانه و ترفندهای به کـار گرفته اش ، لازمه اقتدار سازمانی است . رهبر فرزانه انقلاب بر این موضوع نیز چنین تاءکید می کند:

تـذکـر مـشـفـقـانـه ایـن جـانـب بـه شـمـا عـزیـزان ـ کـه مـی دانـم شـمـا خـود بـا هـمـه دل آگـاه ، آن را درمـی یـابـیـد ـ آن است که تا حرکت در خط اسلام ناب محمدی (ص ) هست ، دشـمـنِ کـمین گرفته و دستِ کین گشاده نیز هست و توطئه و خیانت و مفسده انگیزی نسبت به نـظـام مـقـدس اسـلامـی نیز هست و تا این تهدیدها هست ، حضور فداییان انقلاب و فرزندان صـمـیـمی و بازوان قدرتمند آن نیز ضرورتی حیاتی است . شما با این بینش و دریافت اسـت کـه باید سپاه را سازماندهی و فرماندهی کنید و آن را منضبط و آموزش دیده و روشن بین و کارآمد سازید.366

پی نوشتها:

337. نهج البلاغه ، نامه 53 .

338. همان ، نامه 38.

339. صحیفه امام ، ج 12، ص 70 ـ 269.

340. همان ، ج 7، ص 491.

341. همان ، ج 15، ص 436.

342. مصوبه مجلس 15 / 6 / 61 .

343. صحیفه امام ، ج 9، ص 314.

344. همان ، ج 11، ص 355.

345. همان ، ج 12، ص 267.

346. حدیث ماندگار، محمدرضا رحیمی ، ص 48.

347. همان ، ص 50 .

348. ولایت فقیه ، امام خمینی ، ص 61 ، مؤ سسه نشر آثار امام ، 1373.

349. حدیث ولایت ، ج 3، ص 125.

350. صحیفه امام ، ج 12، ص 367.

351. همان ، ج 21، ص 195.

352. دژهای استوار، ص 38.

353. حدیث ولایت ، ج 3، ص 5 .

354. صحیفه نور، ج 17، ص 110.

355. صف ، شماره 110، ص 6 .

356. صحیفه نور، ج 15، ص 112.

357. جمهوری اسلامی ، 6 / 2 / 1373.

358. مورخه 17 / 9 / 72.

359. فروع کافی ، ج 3، ص 254.

360. صحیفه نور، ج 15، ص 320.

361. همان ، ص 200.

362. حدیث ماندگار، ص 136.

363. همان ، ص 50 .

364. حدیث ولایت ، ج 4، ص 213.

365. همان ، ج 8 ، ص 46.

366. همان ، ص 32.

منبع : ** بســـــيــــــج ســــايـــبـــــري **سپاه و ولایتمداری
برچسب ها : اسلام ,اسلامی ,سپاه ,امام ,ولایت ,انقلاب ,انقلاب اسلامی ,ولایت فقیه ,سپاه پاسداران ,جمهوری اسلامی ,امام راحل ,رهبر فرزانه انقلاب ,پاسداران انقل

سردار ربیعی: تفکر بسیجی راهکار اصلی موفقیت در جهاد عملی است

:: سردار ربیعی: تفکر بسیجی راهکار اصلی موفقیت در جهاد عملی است
به گزارش خبرنگار «نسیم»، سردار مصطفی ربیعی در همایش فرهنگ جهاد در سالن همایش مدرسه دارالشفا با اشاره به اینکه اکنون ایران اسلامی به جایگاه والایی در عرصه جهانی رسیده است، اظهار کرد: استفاده از روحیه جهاد سبب پیشبرد منافع مردم در مذاکرات می‌شود.

وی با بیان اینکه نگاه‌های جهادی می‌تواند در بخش‌های سبک زندگی،‌ فرهنگ و اقتصاد نتایج مطلوبی داشته باشد، افزود: برای اینکه بتوانیم جامعه اسلامی را به حرکت‌های جهادی سوق دهیم باید مدیران بخش‌های مختلف کشور را به ویژگی‌های مدیریت جهادی تجهیز کنیم.

مسئول قرارگاه آموزش، تعالی و تربیت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ادامه داد: تفکر بسیجی و مردمی داشتن یکی از راهکارهای موفقیت در جهاد عملی است اما در این جهاد باید بدانیم بدون مشارکت مردمی، کار و ساز تیمی و ترویج روحیه انقلابی و استفاده از ویژگی‌های آن پیروزی در جهاد امکان ندارد.

وی با تاکید بر اینکه انقلاب اسلامی تا کنون دستاوردهای بسیاری داشته است، تصریح کرد: افرادی که توانسته‌اند در عرصه‌های مختلف به جایی برسند در زندگی به آرمان‌های خود تکیه و با ایمان نسبت به وعده‌های الهی در راستای اهداف خود تلاش کرده، هر چند اهداف مورد نظر اسلام نیازمند تلاش‌های جمعی و کارهای گروهی است.

ربیعی ادامه داد: امر به معروف و نهی از منکر جهاد است زیرا با اجرای این فریضه می‌توان جامعه را به سمت پویایی دینی هدایت و با توجه به تجربه‌هایی که در انقلاب اسلامی به دست آمده می‌توان گفت حرکت‌های معنوی که برای استکبار ضرر نداشته باشد اجر والایی نخواهد داشت.

وی با بیان اینکه تحقق مدیریت حهادی نیازمند نگاه به مبانی وحیانی است، گفت: ارائه ملی جهاد، رعایت قوانین آن و استفاده از مدیران، مردم و فرهنگ جهادی حرکت جامعه اسلامی را به سمت مدیریت جهادی هدایت می‌کند و اکنون دانشگاه‌های جامعه اسلامی نیازمند آموزه‌های تولیدی هستند که تا کنون خلق نشده است.

ربیعی داعش را منحرف کننده حرکت بیداری اسلامی دانست و گفت: اگر این افراد را به سمت اسلام ناب هدایت می‌کردیم سبب می‌شد که این افراد به سمت گمراهی هدایت نشوند هرچند حرکت داعش نمی‌تواند کاری کند و این همانند هشت سال دفاع مقدس دشمن سبب خیر می‌شود.

این فرمانده هشت سال دفاع مقدس یادآور شد: جامعه اسلامی باید ظرفیت‌های خود را تقویت کند و بدون تکیه بر خارج اهداف خود را پیش ببرد تا بتواند پناهگاهی برای مستضعفان جهان و جبهه‌ای برای مقابله با دشمنان اسلام باشند؛ هم‌اکنون ایران اسلامی در شرایطی به قدرت بازدارندگی رسیده که پایه‌های استکبار یکی پس از دیگری در حال سقوط کردن است و رژیم صهیونیستی قدرت چپ نگاه کردن به ایران را هم ندارد.

منبع : ** بســـــيــــــج ســــايـــبـــــري **سردار ربیعی: تفکر بسیجی راهکار اصلی موفقیت در جهاد عملی است
برچسب ها : اسلامی ,جهاد ,جامعه ,جهادی ,اینکه ,ربیعی ,جامعه اسلامی ,انقلاب اسلامی ,جهاد عملی ,تفکر بسیجی ,دفاع مقدس

تصاويري از سرلشگر جعفري

:: تصاويري از سرلشگر جعفري
به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق ، می گویند آقا عزیز به سال 1336 در یزد به دنیا آمده است. این یعنی وقتی حضرت روح الله ، پرچم حیدری اش را بلند کرد ، آقا عزیز فقط 6 سال داشت . دانشجوی رشته معماری بود که حضرت روح الله بر جاده ای که روی قلب های ده ها میلیون ایرانی کشیده شده بود به ایران بازگشت . دانشجوی جوان یزدی ، درس و دانشگاه را رها کرد و یک سره دل سپرد به پیشوای 70 ساله اش و شد آن چه شد.
آقا عزیز ، از آن زمان که مسئولیت واحد خمپاره سپاه سوسنگرد را بر عهده داشت ، تا آن روز که فرماندهی قرارگاه نجف اشرف را بر عهده گرفت ، تا سال هایی که سکاندار نیروی زمینی سپاه بود و تا امروز که شمشیر بران ایران اسلامی را در پنجه دارد ، در تواضع و خاکی بودن ، زبانزد همه همرزمان و هم قطاران خویش است. او را باید شاگرد ممتاز مکتب  ده ها سردار شهید چون اسحاق عزیزی ، محمد ابراهیم همت ،مهدی باکری ، مهدی زین الدین ، حسین خرازی و... دانست که بدون تعارف و شعار می توان ادعا کرد هنوز بوی آن شیرمردان معرکه های جهاد اصغر و اکبر را می دهد. و ای کاش تا آخرین روزهای حیاتش که مباد در بستر باشد ، با الطاف الهی در همین مسیر هدایت و رستگاری گام بردارد و عاقبش چون خیل همرزمان شهیدش گردد.
امروز مهندس محمدعلی جعفری ، که در سال های جنگ ، همه او را با نام عزیز جعفری می شناختند ، فرماندهی بزرگ ترین نیروی نظامی جهان اسلام را بر عهده دارد و مفتخر است که در سال های فرماندهی اش ،با خطی زرین ، پیروزی های بزرگی برای مجاهدان اسلام ناب محمدی در تاریخ به ثبت رسیده است.  گروه جهاد و مقاومت مشرق مفتخر است که این پایگاه مجازی را به تصاویری از این مجاهد فی سبیل الله و سرلشکر سپاه توحید منور می سازد.

نفر اول از راست ، پاسدار انقلاب اسلامی  محمد علی (عزیز) جعفری-جبهه سوسنگرد-1359
 
 پاسدار انقلاب اسلامی ، محمدعلی (عزیز) جعفری (با پوشش زرد و پشت به دوربین) - جبهه سوسنگرد
 
محمد علی (عزیز) جعفری (نفر سمت چپ) 
 
از راست : حسین حاج قربان - محمد علی (عزیز) جعفری - شهید محمدابراهیم همت - رسول توکلی - علی شمخانی -شهید علی اکبر حاجی پور امیر - شهید ابراهیم علی معصومی - اردوگاه قلاجه 1362
 
محمد علی(عزیز) جعفری و امین شریعتی _قرارگاه نجف
 
محمد علی(عزیز) جعفری ( نفر اول از چپ) - شهید حاج حسین خرازی نیز در تصویر دیده می شود
 
ردیف اول ، نفر ایستاده با لباس سفید: حسن کوسه چی
ردیف دوم از راست: ناشناخته - احمد غلام پور
ردیف سوم، نشسته از چپ : محمدعلی(عزیز) جعفری - شهید مهدی باکری - غلامعلی رشید - اصغر کاظمی
 
عزیز جعفری و همرزمان در دیدار با رییس جمهور وقت - شهیدان حاج کاظم رستگار و مهدی باکری نیز در تصویر دیده می شوند
 
محمدعلی (عزیز) جعفری (نفر وسط) - شهید حسن درویش (نفر اول از راست)
 
از راست :  صالحی - ناشناخته - محمد علی (عزیز) جعفری - مرتضی قربانی - شهید مهدی باکری - شهید حاج محمدابراهیم همت (سمینار فرماندهان سپاه -1362)
 
محمد علی(عزیز) جعفری (استاده ، نفر پنجم از راست) - شهیدان احمد کاظمی و حسن شفیع زاده نیز در تصویر دیده می شوند
 
محمد علی (عزیز) جعفری - فرمانده قرارگاه نجف
 
ایستاده از راست : ناشناخته - کاشانی - جعفری - قربانی - شهید نورعلی شوشتری
نشسته از راست: شهیدان مهدی باکری ، محمد ابراهیم همت ، مهدی زین الدین
 
محمد علی(عزیز) جعفری ( فرمانده قرارگاه نجف) و شهید حاج محمدابراهیم همت (فرمانده لشکر 27 محمد رسول الله (صلوات الله علیه)
 
محمد علی(عزیز) جعفری (نفر پنجم از راست) - شهید غلامرضا صالحی نیز در تصویر دیده می شود
 
محمد علی(عزیز) جعفری (نفر اول از راست)- شهید حاج محمد ابراهیم همت نیز در تصویر دیده می شود
 
محمد علی(عزیز) جعفری در محضر شهید آیت الله فضل الله محلاتی ، نماینده امام در سپاه
 
محمدعلی(عزیز) جعفری در جمع همرزمان(با چپیه سفید)
 
محمد علی(عزیز) جعفری (ایستاده ، نفر اول از چپ)- شهید مهدی باکری نیز در تصویر دیده می شود
 
محمدعلی(عزیز) جعفری (ردیف اول ، نفرچهارم)
 
محمد علی (عزیز) جعفری ، فرمانده قرارگاه نجف
 

محمدعلی_عزیز) جعفری (نفر اول از راست) - شهید سید محمد ابراهیمی نیز در تصویر دیده می شود
 
محمد علی(عزیز) جعفری ، فرمانده قرارگاه نجف
 
محمد علی (عزیز) جعفری ( نفر اول از چپ)- قرارگاه نجف
 
از راست : محمدعلی(عزیز) جعفری - علی رضا عندلیب - احمد غلام پور
 
سردار محمد علی(عزیز) نجفی و سردار مرتضی قربانی
 
سردار محمدعلی(عزیز) جعفری ، فرمانده قرارگاه نجف
 
سردار محدعلی(عزیز) جعفری ، فرمانده قرارگاه نجف
 
سردار محمدعلی(عزیز) جعفری در جمع همرزمان -شهید محمد اثری نژاد در تصویر دیده می شود
 
سردار محمدعلی(عزیز)جعفری ، فرمانده قرارگاه نجف
 
سردار محمدعلی(عزیز) جعفری در کنار سردار احمد سوداگر
 
از راست : امین شریعتی-عزیز جعفری-ناشناخته - ناشناخته - قاسم سلیمانی - شهید محمد اثری نژاد
 
سردار محمد علی(عزیز) جعفری (نفر وسط)
 
محمد علی(عزیز)جعفری ، قرارگاه نجف
 
سردار محمدعلی (عزیز) جعفری ، فرمانده قرارگاه نجف
 
از راست: اکبر دانشیار -محمدعلی (عزیز) جعفری - شهید مهدی زین الدین - غلامعلی رشید -شهید
مهدی اثری نژاد- مرتضی قربانی - ناشناخته
 
محمدعلی(عزیز)جعفری (نفر اول از راست)
 
محمدعلی(عزیز) جعفری (نفر اول از چپ از بالا) شهیدان محمدابراهیم همت ، مهدی باکری ،
 کاظم رستگار ، رضا چراغی و حسن درویش نیز در تصویر دیده می شوند - چند روزی پیش از عملیات والفجر مقدماتی
 
محمد علی (عزیز) جعفری در کنار شهید مهدی باکری
 
سردار محمد علی (عزیز) جعفری (نفر دوم از چپ) در جمع همرزمان
 
محمد علی (عزیز) جعفری در کنار هم رزمان
 
 
سردار محمدعلی(عزیز) جعفری (نفر وسط) بر مزار شهید رضا آزادی
 
 
از راست : شهید رضا آزادی - محمد علی (عزیز) جعفری - علی فدوی - شهید حسین خرازی
 
محمد علی(عزیز) جعفری (نفر چهارم از راست ) - شهید رضا آزادی نیز در تصویر دیده می شود(نفر سوم از راست)
 
سردار محمدعلی(عزیز) جعفری ، فرمانده وقت نیروی زمینی سپاه در جمع فرماندهان لشکر 27
 محمد رسول الله(صلوات الله علیه) - شهید سعید مهتدی در تصویر دیده می شود
 
از راست : رحیم صفوی - علی شمخانی - محمدعلی جعفری - مقام معظم رهبری - شهید سعید مهتدی
 
اعطای درجه ی سرلشکری به سردار محمدعلی(عزیز) جعفری توسط فرمانده معظم کل قوا
 
سرلشکر محمد علی(عزیز) جعفری فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی(ایستاده با چپیه سیاه)
 
سردار محمد علی(عزیز) جعفری در راه پیمایی روز قدس 1389
 
سردار سرلشکر محمدعلی(عزیز) جعفری فرمانده کل سپاه در مراسم رژه یگان های سپاه در برابر فرمانده معظم کل قوا
 
سردار محمد علی(عزیز) جعفری فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
 
سردار محمدعلی(عزیز) جعفری در محل برگزاری نماز جمعه تهران
 
سردار سرلشکر محمدعلی(عزیز) جعفری در کنار فرماندهی معظم کل قوا
 
سردار سرلشکر محمدعلی(عزیز) جعفری فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
 
آقا عزیز جعفری ، فرمانده بسیجیِ سپاه
 
 
در پناه صاحب الزمان (عج) باشید سردار
منبع : ** بســـــيــــــج ســــايـــبـــــري **تصاويري از سرلشگر جعفري
برچسب ها : عزیز ,جعفری ,محمد ,شهید ,محمدعلی ,سردار ,عزیز جعفری ,محمدعلی عزیز ,تصویر دیده ,سردار محمدعلی ,فرمانده قرارگاه ,عزیز جعفری فرمانده ,سردار سرلشکر

چرا سردار جعفري فرمانده كل سپاه شد ؟

:: چرا سردار جعفري فرمانده كل سپاه شد ؟
انتصاب سردار محمدعلی جعفری به سمت فرماندهی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، واکنش‌های متفاوتی از سوی رسانه‌های مختلف خبری در برداشته‌است. برخی رسانه‌ها تغییرات در رده عالی فرماندهی سپاه را واکنش نظام به شرایط پیش روی کشور ارزیابی کرده و به گمانه‌زنی در این خصوص پرداختند. اوج این تحلیل‌ها در بی‌بی‌سی رخ داد. آن‌جاکه تحلیلگر این شبکه ضمن اشتباه گرفتن سردار محمدعلی جعفری با محمد جعفري -معاون امنيت داخلي دبير شوراي عالي امنيت ملي که در مذاکرات با آمریکا در عراق نیز حضور داشته- علت این انتصاب را اشراف جعفری به مسائل عراق و آشنایی با نگرش آمریکایی‌ها و سیاسیون عراقی ارزیابی کرد.

در محافل خبری فارسی‌زبان، هم‌چنین تأکیدی اساسی بر برکناری سردار رحیم صفوی شده‌بود. به آن‌معنی که در رده‌های بالای تصمیم‌گیری کشور، اختلاف‌هایی چنان اساسی وجود دارد که فرمانده‌ای با سابقه ده‌ساله در عالی‌ترین رده سپاه و بیست‌وهشت ساله در عرصه‌های مختلف و حساس تاریخ انقلاب، از سمت خود کنار گذاشته شده‌است. و از این تغییرات، آن برداشت شد که به‌واقع، اوضاع ایران به نقطه بحرانی رسیده‌است. هم‌چنین در گمانه‌ای دیگر، این رسانه‌ها سردار جعفری را به‌عنوان تئوریسین جنگ نامنظم با دشمن درخانه بيگانه نام بردند که دارای طرح‌های نظامی مفیدی در جهت مقابله با حمله نظامی در قالب جنگ‌های نامنظم است. و در ادامه با محور قرار دادن تحریکات و تحرکات اخیر آمریکا راجع به ایران سیل اتهام‌های واهی و تحلیل‌های بی‌اساس را به سمع‌ونظر مخاطبان خود رساندند.

گذشته از این، تلاشی آغاز شد برای مخدوش جلوه دادن شخصیت و سوابق سردار جعفری و هم‌زمان علت این تغییرات، آماده شدن ایران برای دفاع در مقابل حمله نظامی قلمداد شد.

صرف‌نظر از تحلیل‌های غیرواقعی رسانه‌های بیگانه، به نظر می‌رسد کلید اصلی انتصاب سردار جعفری به سمت فرماندهی سپاه، در متن حکم رهبر انقلاب نهفته باشد: «پیشرفت روزافزون و تحول‌آمیز سپاه در همه ابعاد»؛ که به نظر با توجه به سوابق فرمانده جدید امری قابل‌حصول باشد.

سردار عزیز جعفری پنجاه‌ساله متولد یزد و دارای مدرک کارشناسی ارشد رشته معماری است. او پیش از انقلاب دانشجوی این رشته بود، اما با شروع جنگ عازم جبهه شد و در سال 1360 به عضويت سپاه پاسداران انقلاب اسلامي درآمد. 

از جمله مسئولیت‌های وی می‌توان به فرماندهی قرارگاه عمليات غرب و جنوب، فرماندهي تيپ عاشورا، فرماندهي قرارگاه قدس، فرماندهي قرارگاه نجف و معاونت عمليات سپاه سوسنگرد اشاره کرد. وي معاونت عمليات ستاد مشترك سپاه و جانشين نيروي زميني نيز بوده‌است. وي پس از اين فرمانده نيروي زميني شد و پس از وي شهيد احمد کاظمي فرماندهي نيروي زميني را عهده‌دار شد.

از خصوصیات بارز فرمانده جدید سپاه پاسداران، توجه ویژه وی به جوانگرایی در مجموعه‌های تحت امرش است. همچنین دارا بودن تحصیلات آکادمیک و تجربه راه‌اندازی و حضور در مرکز راهبردی سپاه ـ که به قول خود وی مرکزی بوده براي فكر كردن با فراغت خاطر از مسئوليت‌هاي اجرايي که در آن نیروهای فرهیخته سپاهی مشغول به فعالیت هستند ـ او را به فرمانده‌ای با اعتقاد عمیق به علم و تخصص تبدیل کرده‌است. تا آنجا که محسن رضايي فرمانده اسبق سپاه او را دقيق‌ترين فرمانده سپاه در جنگ ياد کرده‌بود.

انتصاب سردار محمدعلی(عزیز) جعفری به سمت فرماندهی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، دو علت را بیش از سایر گمانه‌ها تقویت می‌کند؛ نخست آن که با توجه به تجربه بالای وی در نبردهای نامتقارن و جنگ‌های نامنظم ـ که بنا به گفته یکی از فرماندهان سپاه، سردار جعفری از پایه‌گذاران این گونه نبردها در سال‌های دفاع مقدس بوده ـ و نیز افزایش تهدیدهای آمریکا مبنی بر حمله نظامی به ایران، انتصاب جعفری معطوف به این مسأله باشد. 
هم‌چنان‌که فرمانده جدید سپاه پاسداران در نخستین مصاحبه مطبوعاتی خود در جواب به سؤالی در خصوص "ادامه استراتژي نبرد نامتقارن در سپاه" ضمن اذعان به برتری مادی و تکنولوژی دشمن، اظهار داشت: «ما بايد به سمت انتخاب سياست‌ها و روش‌هاي مناسبي برويم تا در صورت نياز بتوانيم اين نيازمندي‌ها را كنترل كرده و هم‌چون جنگ سي‌وسه‌روزه شكست را به دشمن بچشانيم.» هم‌چنین از اقدامات جعفری در دوران فرماندهی نیروی زمینی سپاه، بررسي و ارزيابي نکات ضعف و قوت آمريکا در حمله به افغانستان و عراق بوده‌است. تحقیقاتی که نتایجش در صورت حمله نظامی به ایران یقینا به کمک نیروهای نظامی کشور خواهد آمد.

اما دومین احتمال برای این انتصاب، سابقه حضور جعفری در مرکز تحقیقات راهبردی سپاه است. جعفری که دو سال رئیس این مرکز بوده‌است و درواقع مسئولیتی تحقیقاتی و پژوهشی داشته، بی‌شک به اهمیت دانش و تخصص در نیروهای سپاهی واقف است و از همین رو با رویکردی مبتنی بر علم و تخصص به مجموعه تحت امرش می‌نگرد. علاوه بر اینکه وی نه تنها همچون -سایر سرداران- دوره های عالی نظامی را گذرانده، بلکه دارای تحصیلات مهندسی در رشته معماری هم هست و از این جهت نگره علمی- آکادمیک بازتری را نسبت به همالان خود داراست که ممکن است همین نوع نگرش عامل انتصاب وی به این سمت باشد.

گذشته از همه این گمانه‌ها، تأکید کارشناسان این حوزه بر آن است که سردار جعفري به عنوان چهره‌اي مستقل و فرماندهان خوشنام و مقبول در سپاه که دو سال رياستش بر مركز تحقيقات راهبردي سپاه، او را دارای وسعت دید و نگرشی جامع به بخش‌های مختلف مجموعه تحت امرش کرده‌است. این کارشناسان معتقدند در مقطع کنونی و با توجه به هجمه وسیعی که دشمن به این نیرو وارد کرده‌است، تجارب ارزنده نظری و عملی این سردار می‌تواند کارساز بوده و منویات رهبر انقلاب ناظر بر پیشرفت و تحول این نهاد انقلابی را جامه عمل بپوشاند.

منبع : ** بســـــيــــــج ســــايـــبـــــري **چرا سردار جعفري فرمانده كل سپاه شد ؟
برچسب ها : سپاه ,جعفری ,سردار ,فرمانده ,نظامی ,انتصاب ,حمله نظامی ,سردار جعفری ,سپاه پاسداران ,سردار محمدعلی ,انتصاب سردار ,سپاه پاسداران انقلاب ,پاسداران